محمد بن عبد الله بن عمر
74
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
رسول خدايم به جملهء خلق وهر قبيله را به نام خود برخواندى . بعد از آن أبو لهب ، با جمعى از قريش ، بيامدندى وگفتندى : سخن وى قبول مكنيد كه مىخواهد كه دين لات وعزّى را باطل كند . وأول كسى كه از حاج استماع قرآن كرد وتصديق پيغمبر ما ، عليه السلام ، كرد ، سويد بن الصّامت بود ، از مدينه [ مردى ] عالم وشاعر بود وسخن لقمان حكيم يادداشت ، وبر سيد ، عليه السلام ، بخواند وفرمود : نيكو است ، اما قرآن نيكوتر است ، از بهر آن كه كلام حق است . سويد گفت : قرآن بخوان . سيد ، عليه السلام ، بخواند وتصديق كرد واسلام در دل گرفت ، اما ظاهر * نكرد وباز مدينه رفت . وسويد ، بعد از چند روز ، به محاربتي بيرون شد ودر آن كشته شد وچنين گويند كه مسلمان شده بود . حكايت سى ودوم - [ حكايت نخست كسى كه از مدينه به مكة آمد ومسلمان شد ] نخست كسى كه از مدينه به مكة آمد ومسلمان شد ، اياس بن معاذ بود ، أبو الحيسر ، كه مهتر قبيلهء بنى عبد الأشهل بود ، از مدينه با قوم خود ، به مكة آمد تا با قريش همسوگند شود « 1 » . سيد ، عليه السلام ، با ايشان گفت : من رسولم به حقّ ، اسلام شما را بهتر از عهد قريش باشد وقرآن بر ايشان بخواند . اياس رغبت نمود وتصديق سيد ، عليه السلام ، كرد . أبو الحيسر ، مشتى خاك ، به روى وى زد وگفت : به كار خود مشغول بايد شد . پس اياس ، به خلوت پيش سيد ، عليه السلام ، برفت ومسلمان شد « 2 » .
--> ( 1 ) . در أصل : به مكة آمد تا عهد قريش كه كند . وبر طبق سيره ، ص 425 ، نقل واصلاح شد . ( 2 ) . اين دو حكايت أخير در سيره ، ص 423 - 425 ، آمده است .