محمد بن عبد الله بن عمر

53

خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )

وأنّك فيض ذو سجّال غزيرة * ينال الأعادى نفعها والأقارب امّ سلمه ، رضى اللّه عنها ، حكايت كند كه چون رسولان قريش به حبشه آمدند ، وتحفهء نزديكان ملك بفرستادند وگفتند : جمعى از غلامان ما گريخته‌اند ؛ * به سبب آن كه مردى ظاهر شده ودعوى پيغمبرى به باطل مىكند ، واين جماعت از ميان قوم ايمان بدو آوردند وقوم تأديب ايشان خواستند كرد ؛ وبگريختند وآنجايگه مقام ساخته‌اند . مىخواهيم كه ملك ايشان را به ما دهد وباز مكة بريم . حال با نجاشي عرضه داشتند . فرمود تا ايشان به خدمت را به ما دهد وباز مكة بريم . حال با نجاشي عرضه داشتند . فرمود تا ايشان به خدمت وى آورند وتفحّص أحوال ايشان كند . چون تفحّص كرد وحال گفتند ، [ ونزديكان ملك ] « 1 » مدد رسولان دادند . نجاشي جواب داد بخشم كه جماعتى كه پناه به من مىآورند ، چگونه به غور حال نارسيده ، ايشان را به دست دشمن بازدهم ؟ پس همه خاموش شدند وكس فرستادند وصحابه را آواز كردند . وايشان با هم « 2 » مشورت كرده اتفاق كردند كه آنچه حق باشد ، فرمودهء خداى ورسول باشد ، در جواب نجاشي گويند . ونجاشي دين ترسايى داشت وعلما را جمله حاضر كرده بود . چون صحابه حاضر شدند ، نجاشي گفت : اين چه دين است كه شما داريد ؟ از ميان صحابه ، جعفر بن أبي طالب ، رضى اللّه عنه ، به سخن درآمد وگفت : اى ملك ، ما قومي بت‌پرست بوديم ومردار مىخورديم وظلم مىكرديم ، تا حق تعالى رحمت كرد واز قوم ما كسى به رسالت به ما فرستاد ، كه به نسب وحسب وصدق وامانت از همه زيادت است ، وما را به توحيد وعبادت حق تعالى فرمود ، وقرآن كلام اللّه بر ما مىخواند وتصديق مىكرديم . قريش ظلم بر ما مىكردند ، سيد ، عليه السلام ، أجازت داد تا به اين ولايت آمديم . وچون دانسته‌اند كه ما را خوش است ، رسولانى فرستاده‌اند تا ما را با ايشان دهى وما را برنجانند . نجاشي گفت : قرآن بخوان . پس به آواز بلند سورت كهيعص مىخواند . چون دو سه آيت خوانده شد ، نجاشي وعلما بگريستند . * نجاشي گفت : اين سخن ، يعنى قرآن وآنچه عيسى آورد « 3 » ، از يك موضع بيرون آمده است . پس با رسولان گفت : ايشان به شما ندهم . روز ديگر ، عمرو بن العاص با نجاشي گفت : ايشان عيسى را بنده مىگويند . صحابه را بخواند تا تفحص كند . متفكر شدند وگفتند : آنچه فرمودهء خداى ورسول است بايد گفت تا خلاص يابيم . چون نزد نجاشي رفتند واز ايشان بندگى عيسى پرسيد ، جعفر [ بن ] أبى طالب گفت : آنچه خداى فرموده است مىگوييم .

--> ( 1 ) . قياسا به متابعت از عبارات قبلي الحاق شد . ( 2 ) . در أصل : با همه ( 3 ) . در أصل : موسى آورد - حاشية 6 ، ص 320 سيره .