محمد بن عبد الله بن عمر

13

خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )

باب سوم در حكاياتى چند كه در آن معجزات رسول ، عليه السلام ، است ودر آن دو فصل است : فصل أول در أموري كه دلالت بر نبوت سيد ، عليه السلام ، دارد ، قبل وجوده ، ودر اين فصل هفت حكايت است : حكايت أول وقصهء سد مأرب رودخانه‌اى بود ميان دو كوه در جانب يمن ؛ وبر كنارهء رود ، بندى سه طبقه كه بلقيس ساخته بود ؛ وهر چهار ماه آب از يك طبقه به رودخانه رفتى . وميوه‌اى بىحد بودى . وقوم سبا به طيب عيش روزگار مىگذرانيدند . چون بت‌پرستى وظلم آغاز كردند وقول أنبياء نمىشنفتند ، حق تعالى به دست حوادث آن نعمت‌ها از ايشان بربود ، وموش دشتى بدان بند مسلط كرد . در بند شكاف‌ها پيدا مىكرد تا از هم بازرفت وآب در سرباغ‌ها وسراهاى ايشان درگرديد وجملهء مردم هلاك شدند ودرخت‌ها از بيخ برآورد . وبه جاى درخت ، گز وكنار برست . وحق تعالى از اين جمله خبر داد ، قوله تعالى :