محمد بن عبد الله بن عمر
مقدمه 18
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
إسحاق بن محمد همداني قاضى ابرقوه ( 582 - 623 ه . ق ) « 1 » به رشتهء تحرير آورده يا به عبارت ديگر ، از أصل عربى آن موسوم به سيرة رسول الله يا سيرة النبوية روايت وتأليف أبو محمد عبد الملك بن هشام بن أيوب الحميري المعافري النحوي ، متولد در بصره « 2 » ومتوفى به سال 218 يا 213 ه ق در مصر ، به زبان پارسى ترجمه وأنشأ كرده است . اين كتاب فارسي در سال 1360 ه ش با مقدمه وبه تصحيح نگارندهء اين سطور ، در سلسله انتشارات بنياد فرهنگ إيران ، به شمارهء 311 ، در هزار وپانصد نسخه ، به طبع رسيد . چاپ دوم آن نيز در سال 1361 ، در پنج هزار نسخه ، به وسيلهء شركت انتشارات خوارزمي ، منتشر شد . دربارهء شرف الدين محمد بن عبد الله بن عمر مؤلف اين كتاب خلاصه هيچ نمىدانيم ودر منابعى كه در دسترس ما است اسمى از أو ديده نشده است . مولد وموطن أو معلوم نيست ، ولى بنابراين كه قاضى رفيع الدين صاحب سيرت رسول الله در سال 612 أصل فارسي كتاب را به پايان رسانيده ، وتاريخ تحرير نسخهء اين خلاصهء حاضر 694 است ، بايد مؤلف ، يعنى شرف الدين محمد ، بعد از سال 612 وقبل از 694 ، اين كتاب را تأليف كرده باشد . أصل عربى كتاب أصل عربى كتاب را چنان كه گفتيم عبد الملك بن هشام از قول أستاذ خود ، زياد بن عبد الله البكّائى الكوفي « 3 » مصاحب وراوي بلا فصل « 4 » أبو عبد الله محمد بن إسحاق بن يسار المطّلبى « 5 »
--> ( 1 ) . دربارهء اين شخص وخاندان واستادان أو در مقدمهء سيره بتفصيل سخن رفته است ، - مقدمهء سيره ، ص 91 - 113 . ( 2 ) . براي اطلاعات بيشتر دربارهء ابن هشام - مقدمهء سيره ، ص 48 - 54 ؛ ابن خلكان ، وفيات ، ج 3 ، ص 177 ، شمارهء 380 ؛ دانشنامهء إيران واسلام ، ص 917 ؛ دايرة المعارف اسلامى ، ج 2 ، ص 824 ؛ سيوطى ، بغية الوعاة ، ج 2 ، ص 215 ؛ ابن عماد حنبلي ، شذرات الذهب ، ج 2 ، ص 45 ؛ جمال الدين قفطى ، انباه الرواة على انباه النجاة ، ج 2 ، ص 211 ؛ يافعى ، مرآت الجنان ، ج 2 ، ص 77 ؛ سزگين ، ترجمهء عربى ، ج 1 ، ص 475 . ( 3 ) . براي اطلاعات بيشتر دربارهء زياد بن عبد اللّه بكّائى - مقدمهء سيره ، ص 24 و 25 ؛ ابن أبي حاتم ، الجرح والتعديل ، ج 1 ، ق 2 ، ص 537 ؛ ابن حجر ، تهذيب ، ج 3 ، ص 375 ؛ خزرجى ، خلاصة تذهيب ، ج 1 ، ص 344 ؛ خطيب بغدادي ، تاريخ بغداد ، ج 8 ، ص 477 ؛ ابن خلكان ، وفيات ، ج 2 ، ص 238 ؛ خليفة بن خياط ، تاريخ ، ص 730 وطبقات همو ، ص 402 ؛ ذهبي ، ميزان ، ج 2 ، ص 91 ؛ ابن سعد ، طبقات ، ج 6 ، ص 276 ؛ سمعانى ، انساب ، ورق 88 آ . ( 4 ) . ابن إسحاق دو بار كتاب خود را براي بكّائى املا كرده وبه همين جهت است كه گفتهاند كسى در روايت از ابن إسحاق « أثبت » از بكّائى نيست . - ابن أبي حاتم ، الجرح والتعديل ، ج 1 ، ق 2 ، ص 538 ، سطر 1 ، 3 ، 9 و 10 ؛ ابن حجر ، تهذيب ، ج 3 ، ص 376 ، سطر 7 - 10 . روايت أو نزد أرباب خبر مرجع بوده ورجحان داشته است ، ولى چنان كه در صفحات سيره ديده مىشود بكّائى از اشخاص ديگرى نيز نقل خبر كرده وبه محمد بن إسحاق اكتفا ننموده است . ( 5 ) . ابن إسحاق از زمرهء موالى است . جد أو يسار از مسيحيانى بوده كه به دستور پادشاه إيران در نقيره ( حوالي عين التمر ) زندانى بودهاند وخالد بن وليد در سنهء 12 هجرى قمري آنان را أسير كرده ونزد أبو بكر به مدينه فرستاده است . يسار در -