محمد بن عبد الله بن عمر
8
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
ومادر مادر مادر مادرش * : برّه بنت عوف بن عبيد بن عويج بن عدىّ ابن كعب بود . پس معلوم شد كه نسب سيد ، عليه السلام ، از جانب پدر ومادرش شريفترين أولاد إسماعيل بود . [ از ] فرزندان بني آدم بود ، صلوات اللّه وملائكته وأنبيائه ورسله وجميع خلقه على محمّد وآله ، عليه السّلام ورحمة اللّه وبركاته « 1 » . حكايت ذبح عبد اللّه عبد المطلب را بيش از يك پسر نبود ، حارث نام . وبا حق تعالى نذر كرد كه اگر أو را ده پسر شود ، يكى از ايشان قربان كند . چون أو را ده پسر حاصل شد ، قرعه زد يكى را قربان كند . قرعه بر عبد اللّه افتاد . خواست تا قربان كند ، قريش مانع آمدند وگفتند : قتل فرزندان سنّتى شود در عرب ، مصلحت آن است كه با فلان زن كاهنه كه در طرف حجاز است ، وچون بر أو مىرود وقول وى در عرب حجت است ، مشورت كنيم . چون مشورت كردند ، كاهنه گفت : قرعه بر عبد الله بايد زد وده اشتر كه ديت مردى است ، اگر بر اشتر آيد ، ذبح كند ؛ واگر بر عبد الله آيد ، ده اشتر ديگر زيادت كند وقرعه مىزند « 2 » . هر بار كه بر عبد الله برآيد ، ده اشتر ديگر زيادت مىكند تا آن وقت كه قرعه بر اشتر افتد ، وجمله را قربان كند . عبد المطلب همچنين مىكرد تا به صد اشتر رسيد ، وآنگاه قرعه بر اشتر برآمد وجمله را قربان كرد « 3 » . وچون از قربان فارغ شد ، از راه به خانهء وهب بن عبد مناف رفت ودختر وى آمنه از بهر وى بخواست . ودر آن شب زفاف كرد وبه سيد ، عليه السلام ، آبستن گشت « 4 » . وروز دوشنبهء ماه ربيع الأول بود كه سيد ، عليه السلام ، به وجود آمد ، در آن [ سال « 5 » ] كه أصحاب فيل قصد مكة كرده بودند « 6 » .
--> ( 1 ) . براي تفصيل نسب پيغامبر صلعم از آدم تا عبد الله - سيره ، باب أول وباب دوم ( ص 18 - 112 ) . ( 2 ) . در أصل : مىزدند . ( 3 ) . اين حكايت در سيره ، ص 135 - 138 ، آمده است . ( 4 ) . - سيره ، ص 139 . ( 5 ) . كلمهء سال قياسا الحاق شد . ( 6 ) . سيره ، ص 143 ، نقل شد .