النسائي ( مترجم : فتح الله نجارزادگان )
37
خصائص أمير المؤمنين ( ع ) ( ويژگيهاى على بن ابى طالب ع ) ( فارسي )
( 1 ) گفتند : اى رسول خدا ، از درد چشمانش مىنالد . حضرت فرمود : « كسى را به نزد او فرستيد » . پس [ كس را فرستادند و ] على [ عليه السّلام ] آمد ، رسول خدا [ صلّى اللَّه عليه و إله ] در چشمان او آب دهان ماليد و در حق او دعا كرد پس على [ عليه السّلام ] خوب شد به گونهاى كه هيچ دردى احساس نمىكرد . حضرت پرچم را به وى داد ، على [ عليه السّلام ] گفت : « آيا با آنان پيكار كنم تا مانند ما شوند [ و به اسلام در آيند ] ؟ » فرمود : « به مأموريت خود رهسپار شو تا به آستانهء آنان رسى ، سپس آنان را به اسلام دعوت كن و آنان را از حق خدا ، كه بر گردن دارند آگاه نما . به خدا سوگند ، اگر خدا يك نفر را به دست تو هدايت كند از اين كه شتران سرخ موى داشته باشى براى تو بهتر است » . ( 2 ) حديث هيجده « 1 » - اين حديث همانند احاديث پيشين است و نسائى آن را از ابو هريره چنين نقل كرده است : رسول خدا [ صلّى اللَّه عليه و آله در جنگ خيبر ] فرمود : « امروز پرچم را به دست مردى مىسپارم كه خدا و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسولش هم او را دوست مىدارند » . ( 3 ) حديث نوزده « 2 » - ابو هريره مىگويد : رسول خدا در روز خيبر فرمود : « اين پرچم را به مردى مىدهم كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش هم او را دوست دارند ، خدا او را به پيروزى مىرساند » . [ در اين هنگام ] عمر بن الخطاب گفت : هرگز فرماندهى را نمىپسنديدم جز آن روز [ كه پرچم به من داده شود ] پس رسول خدا صلى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم على بن ابى طالب را فراخواند و پرچم را به او داد و فرمود : « برو و روى بر مگردان تا خداوند تو را به پيروزى رساند » . پس على [ عليه السّلام ] اندكى رفت و سپس ايستاد و گفت : « اى رسول خدا ، براى چه چيزى با مردم بجنگم ؟ » حضرت فرمود : « با آنان بجنگ تا به يگانگى خدا و رسالت محمّد [ صلّى اللَّه عليه و آله ] شهادت دهند ، پس چون چنين كردند خونشان و دارايىهايشان را از تو بازداشتهاند جز حقى كه در آن قرار دارد و حسابشان با خداست » .
--> ( 1 ) حديث هيجده در مصادر ديگر : مصنّف ابن ابى شيبه : ج 7 ، ص 396 ، ح 36884 ؛ سنن كبرى نسائى : ج 5 ، ص 46 ، ح 15 ؛ صحيح ابن حبّان : ج 15 ، ص 379 ، ح 6923 . ( 2 ) حديث نوزده در مصادر ديگر : مصنّف ابن ابى شيبه : ج 7 ، ص 394 ، ح 36871 ؛ فضائل احمد : ص 101 ، ح 153 و ص 113 ، ح 178 و ص 173 ، ح 244 ؛ صحيح مسلم : ج 4 ، ص 1871 ، ح 6 ؛ كتاب السنه : ص 594 ، ح 1377 و 1378 ؛ سنن سعيد بن منصور : ج 2 ، ص 179 ، ح 2474 ؛ سنن كبرى نسائى : ج 5 ، ص 179 ، ح 8603 ؛ مناقب كوفى : ج 2 ، ص 502 ، ح 1005 و 1006 ؛ تاريخ بغداد : ج 8 ، ص 5 ، امالى طوسى : ص 52 ، ح 68 .