النسائي ( مترجم : فتح الله نجارزادگان )
33
خصائص أمير المؤمنين ( ع ) ( ويژگيهاى على بن ابى طالب ع ) ( فارسي )
( 1 ) فرمود : « [ در آن روز ] رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم پرچم را به دست ابا بكر داد و او را روانه ميدان كرد ، او [ كارى از پيش نبرد و ] برگشت سپس پرچم را به دست عمر داد او نيز [ كارى از پيش نبرد ] با سپاهش برگشت ، سپس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و سلّم فرمود : پرچم را به دست كسى مىدهم كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و رسولش هم او را دوست دارند ، وى هرگز [ از معركه ] نمىگريزد ؛ آن گاه مرا فراخواند و من مبتلا به چشم درد بودم پس آب دهانشان را در چشمم ماليد و فرمود : خدايا او را گزند سرما و گرما حفظ كن ، پس از آن هرگز احساس سرما و گرما نمىكنم » . ( 2 ) حديث پانزده « 1 » - ابى بريده مىگويد : [ قلعهء ] خيبر در محاصرهء ما بود ، ابو بكر پرچم را گرفت ، ولى [ كارى از پيش نبرد و ] پيروزى نصيبش نشد ، فردا عمر پرچم را گرفت وى نيز [ كارى از پيش نبرد ] برگشت و باز پيروزى نصيبش نشد ، مردم در آن روز به رنج و سختى گرفتار بودند پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم فرمود : « فردا پرچمم را به دست مردى مىسپرم كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش هم او را دوست دارند ، وى تا پيروزى نصيبش نشود بر نمىگردد » . ما شب با آرامش خاطر خوابيديم به اين اميد كه فردا روز پيروزى است ، پس صبح فردا پيامبر خدا نماز گزاردند و بعد از نماز برخاستند و پرچم را طلبيدند و مردم در صفهايشان بودند . هيچ كس از ياران خاص رسول خدا نبود جز آن كه اميدوار بود پرچم به او سپرده شود ، پس حضرت ، على بن ابى طالب را فراخواند و او چشم درد داشت . آب دهان در چشم وى كرد و دست ماليد و پرچم را به دست او سپرد و خداوند فتح و پيروزى را نصيب وى كرد . [ ابى بريده مىگويد : ] من نيز جزو كسانى بودم كه براى گرفتن پرچم سركشيدم .
--> ( 1 ) حديث پانزده در مصادر ديگر : مسند احمد : ج 5 ، ص 353 و 355 ؛ فضائل احمد : ص 88 ، ح 131 ؛ سنن كبرى نسائى : ج 5 ، ص 179 ، ح 8601 ؛ مناقب كوفى : ج 2 ، ص 508 ، ح 1008 ؛ مناقب ابن مغازلى : ص 188 ، ح 224 ، أسد الغابه : ج 4 ، ص 21 .