العلامة المجلسي
75
حياة القلوب ( فارسي )
پس حضرت فرمود كه : چون يافتم اختيار آن كسى را كه خدا از براي پيغمبرى برگزيده است بر فاسدترين مردم افتاد وأو گمان مىكرد كه ايشان صالحترين مردمند ، دانستيم كه اختيار نمىتواند كرد كسى كه نداند چيزهائى كه در سينههاى مردم پنهان ودر ضماير خلق مستور است ، وكسى اختيار مىتواند كرد كه رازهاى پنهان مردم نزد أو هويدا است ، وهرگاه پيغمبران اختيار اصلح نتوانند نمود مهاجرين وأنصار چگونه اختيار امام توانند كرد « 1 » ؟ وتمام حديث در أبواب أحوال صاحب الامر عليه السّلام بيان خواهد شد ان شاء اللّه . وابن بابويه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : حق تعالى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را صد وبيست مرتبه به آسمان برد ، ودر هر مرتبه وصيت كرد بسوى آن حضرت در باب ولايت جناب علي بن أبي طالب عليه السّلام وامامان بعد از أو زيادة از آنچه وصيت كرد در باب فرايض ديگر « 2 » . ودر قرب الإسناد از حضرت موسى عليه السّلام روايت كرده است كه : حق تعالى در هيچ امرى بر بندگان تأكيد نكرده است آن قدر كه در باب اقرار به امامت تأكيد نموده است ، ومردم در هيچ امر آن قدر انكار نكردهاند كه در امامت كردند « 3 » . وابن بابويه وكلينى وديگران به سندهاى معتبر روايت كردهاند كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند كه : چگونه امامت در فرزندان حضرت امام حسين عليه السّلام قرار يافت نه در فرزندان امام حسن عليه السّلام وحال آنكه هر دو فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وفرزندزادهء أو وبهترين جوانان أهل بهشت بودند ؟ حضرت فرمود كه : موسى وهارون عليهما السّلام هر دو پيغمبر مرسل بودند وبرادر ، حق تعالى پيغمبرى را در صلب هارون قرار داد نه در صلب موسى ، وكسى را روا نبود كه بگويد چرا خدا چنين كرد ؛ وبدرستى كه امامت ، خلافت خداست وكسى را نيست كه بگويد چرا
--> ( 1 ) . احتجاج 2 / 530 ؛ كمال الدين 459 . ( 2 ) . خصال 600 ؛ بصائر الدرجات 79 . ( 3 ) . قرب الإسناد 300 .