العلامة المجلسي

51

حياة القلوب ( فارسي )

از امّت اتفاق نموده‌اند بر خلافت خلفاى بنى عباس . وأيضا ملّا سعد الدين در شرح مقاصد گفته است كه : منعقد مىشود امامت به قهر وغلبه ، پس اگر كسى مردم را مغلوب سازد از راه شوكت منعقد مىشود امامتش هر چند فاسق وجاهل باشد ؛ وبعد از اين گفته كه : اگر كسى به قهر وغلبه امام شود وديگرى بيايد وأو را مقهور ومغلوب سازد ، مقهور معزول مىگردد وغالب امام مىشود « 1 » . اين است كلمات واهيهء ايشان وعقل كدام عاقل تجويز مىكند كه امام وپيشواى خلق از أهل جهنم باشد وحق تعالى فاسق را از أهل جهنم شمرده از آنجا كه فرموده وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ « 2 » ، ونيز فرموده كه : اعتماد به خبر فاسق مكنيد إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا « 3 » ، ونيز فرموده إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ « 4 » . وهرگاه ثابت شد كه عصمت در امام شرط است ، پس امامت أبو بكر باطل شد زيرا كه به اتفاق أو معصوم نبود ، پس امامت أمير المؤمنين عليه السّلام بىواسطه ثابت شد زيرا كه به اتفاق امّت امامت بعد از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مردد است ميان آن حضرت وأبو بكر ، وهرگاه يكى باطل شد ديگرى ثابت مىشود . وبدان كه قايلان به عصمت خلاف كرده‌اند در آنكه معصوم آيا قادر بر فعل معصيت هست يا نه ؟ امّا آنها كه قايلند كه قادر نيست ، بعضي مىگويند كه : در بدنش يا در نفسش خصوصيتى هست كه مقتضى آن است كه محال است اقدام بر معصيت نمايد ؛ وبعضي گفته‌اند كه : عصمت قدرت بر طاعت است وعدم قدرت بر معصيت ، وأكثر علماى اماميه قايلند به آنكه قدرت بر معصيت دارد ؛ وبعضي از ايشان تفسير كرده‌اند عصمت را به آنكه آن امرى است كه حق تعالى مىكند نسبت به بنده از الطافي كه نزديك گرداننده به طاعت است كه به آن حالت اقدام بر معصيت نمىكند ، امّا به شرطي كه به حدّ الجاء واضطرار

--> ( 1 ) . شرح مقاصد تفتازانى 5 / 233 . ( 2 ) . سورهء سجده : 20 . ( 3 ) . سورهء حجرات : 6 . ( 4 ) . سورهء منافقون : 6 .