العلامة المجلسي
410
حياة القلوب ( فارسي )
مؤلف گويد كه : تأويلى كه در حديث وارد شده است مىتواند بود كه اشاره به طينتهاى نيك وبد باشد كه در أحاديث وارد شده ، وطينت نيكو قابل علوم ومعارف وإفاضات الهى است وجميع خيرات ونيكيها را منشأ مىشود ، واز طينت بد بغير جهالت وشقاوت ثمرهاى حاصل نمىشود وقابل إفاضات سبحانى وهدايات رباني نيست . آيهء پنجم : إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ « 1 » يعنى : « بدرستى كه خدا شكافندهء حبّه است كه از آن گياه مىروياند ، وشكافندهء دانه است كه از آن درخت مىروياند ، بيرون مىآورد زنده را از مرده - چون گياه از حبّه ، وحيوان از نطفه وبيضه - وبيرونآورنده است مرده را از زنده - مانند نطفه وبيضه از حيوان ، وحبّه از نباتات - » . از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : حب ، مؤمن است كه خدا أو را دوست مىدارد ؛ ونوى ، كافر است كه از هر خيرى دور است « 2 » . وبه روايت ديگر : شكافتن حب آن است كه علوم بسيار از ائمهء أطهار عليهم السّلام ظاهر مىگرداند ؛ ونوى ، كسى است كه از آن علم دور است « 3 » . وبه روايت ديگر : حب ، طينت مؤمن است كه [ خدا ] محبت خود را بر آن انداخته است ؛ ونوى ، طينت كافر ؛ وحي را از ميت بيرون مىآورد يعنى طينت كافر را از طينت مؤمن جدا مىنمايد « 4 » . وبه روايت ديگر : مؤمن را از صلب كافر بيرون مىآورد « 5 » . وتأويل اين بطون را در بحار الأنوار ايراد كردهام « 6 » .
--> ( 1 ) . سورهء انعام : 95 . ( 2 ) . تفسير عياشى 1 / 370 . ( 3 ) . تفسير قمى 1 / 211 . ( 4 ) . كافى 2 / 5 . عبارت آخر به اين شكل صحيح است : « طينت مؤمن را از طينت كافر جدا مىنمايد » . ( 5 ) . تفسير قمى 1 / 211 . ( 6 ) . بحار الأنوار 24 / 109 - 110 .