العلامة المجلسي
41
حياة القلوب ( فارسي )
واگر چنين نباشد هرآينه مشتبه شود بر مؤمنان امر دين ايشان وفرق نكنند ميان حق وباطل « 1 » . وبه سندهاى صحيح بسيار از آن حضرت منقول است كه : اگر زمين يك ساعت بىامام بماند هرآينه فرو رود « 2 » . مؤلف گويد كه : ممكن است فرو رفتن كناية از خرابى وبرطرف شدن انتظامش باشد . وكلينى وابن بابويه وديگران به سندهاى معتبر از آن حضرت روايت كردهاند كه : اگر در زمين دو مرد باشند البتة يكى از ايشان امام خواهد بود ؛ وفرمود كه : آخر كسى كه مىميرد امام است تا آنكه كسى بر خدا حجت نداشته باشد كه مرا بىحجت گذاشتى « 3 » . وابن بابويه وديگران به سندهاى معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه : جبرئيل بر محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نازل شد وخبر آورد از جانب خدا كه : اى محمد ! من زمين را نگذاشتم مگر آنكه در آن عالمي بوده باشد كه بداند طاعت مرا وراه هدايت مرا وسبب نجات خلق باشد در ما بين وفات پيغمبرى تا بيرون آمدن پيغمبر ديگر ، ونمىگذارم شيطان را كه مردم را گمراه كند ونبوده باشد در زمين حجتي ودعوت كنندهاى بسوى من وهدايت كنندهاى بسوى راه من وعارف ودانائى به امر دين من ، بدرستى كه من برانگيختهام ومقرر گردانيدهام از براي هر قومي هدايت كنندهاى كه هدايت كنم به أو سعادتمندان را وحجت باشد بر أشقياء « 4 » . وأيضا به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه : مردم به اصلاح نمىآيند مگر به امام ، وصلاحيت نمىيابد زمين مگر به امام « 5 » . وبه سند معتبر روايت كردهاند از آن حضرت كه : اگر باقي نماند در زمين مگر دو مرد
--> ( 1 ) . علل الشرايع 195 ؛ بصائر الدرجات 331 ؛ اختصاص 288 . ( 2 ) . كافى 1 / 179 ؛ كمال الدين 201 . ( 3 ) . كافى 1 / 180 ؛ علل الشرايع 196 ؛ غيبت نعمانى 157 . ( 4 ) . علل الشرايع 196 ؛ كمال الدين 134 . ( 5 ) . علل الشرايع 196 .