العلامة المجلسي

311

حياة القلوب ( فارسي )

حضرت فرمود : يعنى گرامى داشت ايشان را به آن روح پس زيادتى داد ايشان را بغير ايشان . پس ذكر كرد أصحاب ميمنه را وايشان مؤمنانند چنانچه سزاوار ايمان است ، ودر ايشان چهار روح قرار داده : روح ايمان ، روح قوّت ، روح شهوت ، روح بدن ؛ پس پيوسته بنده اين چهار روح را كامل مىگرداند تا آنكه حالتي بر أو وارد شود . پس آن مرد گفت : يا أمير المؤمنين ! آن حالت كدام است ؟ حضرت فرمود : امّا أول آنها پس چنان است كه حق تعالى فرموده وَمِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْ لا يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئاً « 1 » يعنى : « وبعضي از شما برمىگردد به خسيس‌ترين عمرها - كه عمر خرافت باشد - تا آنكه نداند بعد از دانستن ، هيچ چيزى را » ، حضرت فرمود : پس اين مرد كم مىشود از أو جميع أرواح واز دين خدا بدر نمىرود زيرا كه خدا أو را وارد كرده است بسوى خرافت ، پس أو نمىداند وقت نماز را ونمىتواند در شب وروز از براي نماز برخيزد ودر صف جماعت با مردم بايستد ، پس اين نقصانى است از روح ايمان وهيچ ضرر به أو نمىرساند ، وبعضي از ايشان هستند كه كم مىشود از أو روح قوّت پس نمىتواند با دشمنان جهاد كند وقدرت بر طلب معاش ندارد ، وبعضي كم مىشود از أو روح شهوت به حيثيتي كه اگر خوش‌روترين دختران آدم بر أو بگذرد ميل نمىكند بسوى أو وبرنمىخيزد وروح البدن در أو مىماند وراه مىرود وحركت مىكند تا ملك موت بسوى أو بيايد ، واين مرد حالش خوب است زيرا كه خدا اين را نسبت به أو نموده ؛ وگاه هست حالتي چند أو را عارض مىشود در أيام توانائى وجوانى أو پس قصد گناه مىكند پس روح قوّت أو را شجاع مىگرداند وروح شهوت از براي أو زينت مىدهد وروح بدن أو را مىكشد تا أو را به گناه مىافكند ومرتكب زنا مىشود ، پس چون دست بر حرام گذاشت روح ايمان از أو مفارقت مىكند وبرنمىگردد بسوى أو تا توبه كند ، پس اگر توبه كند خدا توبه‌اش را قبول مىكند ، واگر توبه نكند وباز عود كند به آن گناه خدا أو را

--> ( 1 ) . سورهء نحل : 70 .