العلامة المجلسي

291

حياة القلوب ( فارسي )

توئى غالب وحكيم ، ونگاه‌دار ايشان را از بديها » حضرت فرمود كه : مراد از سيئات وبديها ، بنى اميّه‌اند وساير خلفاى جور وشيعيان ايشان ؛ وَمَنْ تَقِ السَّيِّئاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ . إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِنْ مَقْتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمانِ فَتَكْفُرُونَ . قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ يعنى : « وهر كه را نگاه دارى از بديها در روز جزا پس بدرستى كه رحم كرده‌اى أو را واين است فيروزى عظيم ، بدرستى كه آنان كه كافر شدند ندا كرده شوند در قيامت : هرآينه دشمنى خدا بزرگتر است از دشمنى شما مر نفسهاى خود را در وقتي كه خوانده مىشويد بسوى ايمان پس كافر شديد ونگرويديد به آن ، گويند : اى پروردگار ما ! ميرانيدى ما را دو مرتبه يكى در دنيا ويكى در قبر بعد از سؤال ، وزنده گردانيدى ما را دو مرتبه يكى در دنيا ويكى در قيامت يا در قبر ، پس اعتراف كرديم به گناهان خود پس هيچ راهى هست به بيرون رفتن از جهنم ؟ » ، حضرت فرمود : مراد از آنان كه كافر شدند ، بنى اميّه‌اند ؛ ومراد به ايمان ، ولايت علي بن أبي طالب عليه السّلام است . ذلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ « 1 » يعنى : « اين لازم بودن عذاب شما را به سبب آن است كه هرگاه أهل ايمان خدا را به وحدانيت ويگانگى مىخواندند در دنيا ، كافر مىشديد ، واگر مشركان شريك با خدا مىخواندند ايمان مىآورديد ، پس حكم امروز از براي خداوند بلند مرتبه وبزرگوار است » ، حضرت فرمود كه : اين خطاب با سنّيان است كه چون خدا را به ولايت علي عليه السّلام به تنهائى مىخواندند كافر مىشديد ، اگر با علي عليه السّلام در خلافت شريك قرار مىدادند وامامي غير أو را نام مىبردند ايمان مىآورديد وقبول مىكرديد امامت أو را « 2 » . وأيضا از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است در تفسير قول حق تعالى فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذاباً شَدِيداً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ . ذلِكَ جَزاءُ أَعْداءِ

--> ( 1 ) . آيات اين روايت آيات 6 - 12 سورهء غافر مىباشند . ( 2 ) . تأويل الآيات الظاهرة 2 / 528 - 529 ؛ تفسير قمى 2 / 255 .