العلامة المجلسي
27
حياة القلوب ( فارسي )
وتقصير از جانب امّت خواهد بود « 1 » . وتفصيل اين مبحث در كتاب « غيبت » مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى . وكلينى وابن بابويه وديگران به سند معتبر روايت كردهاند كه : حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام از هشام بن سالم كه از فضلاى أصحاب آن حضرت است پرسيدند كه : چه كردى با عمرو بن عبيد بصرى كه از علماى صوفيهء أهل سنّت بود وچگونه از أو سؤال كردى ؟ هشام گفت : فداى تو شوم اى فرزند رسول خدا ! من از شما شرم مىكنم وزبان من در خدمت شما كار نمىكند كه سخن بگويم . حضرت فرمود : هرگاه ما شما را امر كنيم بايد أطاعت كنيد . هشام گفت كه : به من خبر رسيد دعوى فضيلت عمرو ونشستن أو در مسجد بصره وافاده كردن أو بر من بسيار گران آمد ، پس روانه شدم ودر روز جمعه داخل بصره شدم وبه مسجد بصره درآمدم وحلقهء بزرگى ديدم كه بر دور عمرو درآمده بودند وأو يك جامهء سياهى از پشم به كمر بسته ويك جامهء ديگر چنين ردا كرده بود ومردم از أو سؤالها مىكردند ، پس راه گشودم ودر ميان حلقه داخل شدم ودر آخر همه به دو زانو نشستم ، پس گفتم : اى عالم ! من مرد غريبم ومسأله دارم ، رخصت مىدهى كه سؤال كنم ؟ گفت : بلى . گفتم : آيا چشم دارى ؟ گفت : اى فرزند ! اين چه سؤال است ؟ گفتم : سؤال من چنين است . گفت : اى فرزند ! سؤال كن هر چند مسأله احمقانه است . گفتم : چشم دارى ؟ گفت : بلى . گفتم : به آن چه مىبينى ؟ گفت : رنگها وشخصها را . گفتم : آيا بيني دارى ؟ گفت : بلى . گفتم : به آن چهكار مىكنى ؟ گفت : استشمام مىكنم بوها را . گفتم : آيا دهان دارى ؟ گفت : بلى .
--> ( 1 ) . رجوع شود به الشافي في الإمامة 1 / 145 - 151 .