العلامة المجلسي

212

حياة القلوب ( فارسي )

رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه : چون مرا در شب معراج به آسمان بردند واز سدرة المنتهى گذشتم وبه مرتبهء قاب قوسين أو أدنى رسيدم وخدا را به دل ديدم نه به ديده ، پس صداى اذان واقامه شنيدم وصداى منادى شنيدم كه ندا كرد كه : اى ملائكهء من وساكنان آسمانها وزمين من وحاملان عرش من ! گواهى بدهيد اى ملائكهء من كه منم خداوند يگانه وشريك ندارم ، گفتند : گواهى داديم واقرار نموديم ؛ باز ندا آمد كه : گواهى بدهيد اى ملائكهء من وساكنان آسمانها وزمين من وحاملان عرش من كه محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بنده ورسول من است ، گفتند : شهادت داديم واقرار كرديم [ باز ندا آمد كه : گواهى بدهيد اى ملائكهء من وساكنان آسمانها وزمين من وحاملان عرش من كه على ولىّ من وولىّ رسول من وولىّ مؤمنان بعد از رسول من ، گفتند : شهادت داديم واقرار كرديم ] . حضرت باقر عليه السّلام فرمود كه : هرگاه ابن عباس اين حديث را ذكر مىكرد مىگفت : اين همان أمانتي است كه خدا در قرآن فرموده است إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ تا آخر آية ، وبخدا سوگند كه به آنها دينار ودرهمى نسپرد ونه گنجى از گنجهاى زمين وليكن وحى كرد بسوى آسمانها وزمين وكوهها پيش از آنكه خلق كند آدم را كه : من در شماها خليفه مىگردانم ذرّيّهء محمد را ، با ايشان چه خواهيد كرد هرگاه شما را بخوانند ؟ أجابت كنيد ايشان را وأطاعت ايشان بكنيد بر دشمن ايشان ، پس آسمانها وزمين وكوهها ترسيدند از اين اطاعتى كه خدا ايشان را به آن امر كرد وفرزندان آدم قبول كردند واين تكليف را بر ايشان بار كردند . پس حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه : قبول كردند ووفا نكردند « 1 » . مترجم گويد كه : تأويلاتى كه در اين اخبار شريفه وأمثال اينها وارد شده به چند وجه برمىگردد : أول آنكه : حمل كرده باشند امانت را بر مطلق تكاليف ، وتخصيص ولايت به ذكر به اعتبار اين باشد كه عمده وأصل ساير تكاليف است وشرط أعظم قبول آنهاست ومحلّ

--> ( 1 ) . تفسير فرات كوفي 342 و 452 . وعبارت داخل كروشه از متن عربى روايت اضافه شد .