العلامة المجلسي

122

حياة القلوب ( فارسي )

عصري فردى از آن بوده باشد « 1 » . مترجم گويد كه : بلكه احتياج به حجت زيادة است از احتياج به كتاب ، زيرا كه از ظاهر قرآن قليلي از احكام معلوم مىشود وآنها نيز در نهايت اجمال وتشابه ، چنانچه بعضي گفته‌اند كه : محكمترين آيات قرآن آيهء وضو است ودر آن هشتاد تشابه هست ، پس در أصل أكثر عمدهء احكام شريعت با شرح وتفسير وتفصيل احكام موجوده در ظاهر قرآن محتاجند به خليفه ، واز اينجا نيز ظاهر مىشود كه قول به آنكه رجوع به كتاب وعترت با هم است صورت ندارد ، زيرا كه ساير احكام كه از قرآن ظاهر نمىشود بلكه آنها كه ظاهر مىشود نيز از جهت تشابه بر مردم مشتبه مىنمايد وقطع عذر ايشان به اين هر دو نمىشود . وامّا دلالت اين عبارت بر تنصيص بر امامت وخلافت ووجوب متابعت ظاهر است ، پس كسى كه اندك عقلي وانصافى داشته باشد شك نمىكند در آن ، مثل آنكه هرگاه پادشاهى يا حاكمى از شهر بيرون رود وبگويد كه فلان را در ميان شما گذاشته‌ام از آن نمىفهمند بغير آنكه چنانچه أطاعت من مىكرديد بايد كه أطاعت أو را كنيد ، وكسى كه از خانهء خود ارادهء سفر كند وگويد كه فلان را در ميان شما مىگذارم دلالت نمىكند مگر بر آنكه أو وكيل من است وصاحب اختيار خانهء من است ، خصوصا وقتي كه أول بگويد كه : من بشرم وبزودى داعى پروردگار خود را أجابت مىكنم ، وبعد از آن بگويد كه : من در ميان شما عترت وكتاب را مىگذارم . وامّا آنچه در أكثر اخبار مذكوره به تفصيل كتاب بر عترت وارد شده است واز فحاوى اخبار بسيار ديگر تفضيل عترت بر كتاب ظاهر مىشود جمع در ميان اينها خالى از اشكال نيست ، وحقير را وجهي متين به خاطر قاصر رسيده وتفسير آن را در كتاب « عين الحياة » ايراد نموده‌ام مجملش آن است كه : قرآن مجيد را ألفاظ ومعاني بسيار است از ظهر وبطن ، تا هفت بطن وهفتاد بطن

--> ( 1 ) . الشافي في الإمامة 3 / 126 .