العلامة المجلسي

120

حياة القلوب ( فارسي )

بيت اوست أولاد أولاد است وكسى كه جارى مجراى ايشان باشد از نسب قريب به آنكه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خود بيان فرموده كه أهل بيت أو چه جماعتند زيرا كه اخبار متظافره وارد شده است كه : جمع كرد آن حضرت ، حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام وفاطمه وحسن وحسين عليهم السّلام را در خانهء خود وعبائى بر روى ايشان افكند وگفت : خداوندا ! اينها أهل بيت منند پس رجس وبديها وشك را از ايشان دور گردان وپاك كن ايشان را از گناه وصفات ذميمه پاك گردانيدنى ، پس آيهء تطهير نازل شد در اين وقت ، پس امّ سلمه زوجهء آن حضرت گفت : يا رسول اللّه ! آيا من از أهل بيت تو نيستم ؟ حضرت فرمود كه : نه ، وليكن تو بر خيرى ؛ پس نام أهل بيت را مخصوص اين جماعت گردانيد وغير ايشان را داخل نگردانيد ، پس مىبايد كه حكم در حديث ثقلين متوجه باشد بسوى ايشان وبسوى كسى كه ملحق باشد به ايشان به دليل ديگر ، واجماع كرده‌اند هر كه اين حكم را ثابت گردانيده است در ايشان - يعنى وجوب تمسك به ايشان وپيروى كردن ايشان - بر آنكه أولاد نيز جارى مجراى ايشان وحكم ايشان دارند . واگر گويند كه : بنا بر بعضي از احتمالات كه مذكور شد مىبايد كه جناب أمير عليه السّلام داخل عترت نباشد ؛ جواب مىگوئيم كه : كسى كه عترت را مخصوص أولاد أولاد أو مىداند از شيعه مىگويد كه : جناب أمير صلوات اللّه عليه هر چند كه ظاهر لفظ عترت آن حضرت را شامل نيست امّا پدر عترت است وسيّد وبهتر ومهتر ايشان است ، وحكم در باب عترت بدليل خارج شامل آن حضرت هست « 1 » . واگر گويند كه : گاه باشد كه حكم به عدم ضلالت از براي كسى باشد كه متمسك به كتاب وعترت هر دو بوده باشد نه به عترت تنها ؛ جواب گوئيم كه : بنابراين سخن بىفايده مىشود زيرا كه هرگاه كتاب به تنهائى حجت باشد ، چيزى كه به تنهائى حجت نباشد به آن ضم كردن فايده نخواهد داشت وخصوص عترت دخل نخواهد داشت ، همه كس وهمه چيز هم چنين است كه هرگاه موافق كتاب باشد حجت خواهد بود ، پس عترت را

--> ( 1 ) . الشافي في الإمامة 3 / 123 .