العلامة المجلسي
875
حياة القلوب ( فارسي )
وشيخ طبرسى روايت كرده است كه : أول لشكرى كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به جانب مشركان فرستاد آن بود كه حمزة بن عبد المطّلب را با سى سوار فرستاد به ساحل دريا از زمين جهينه وبا أبو جهل ملاقاة كردند وصد وسى سوار از مشركان با أو همراه بود ، مجدي بن عمرو ميان ايشان واسطه شد وبدون قتال برگشتند ؛ پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خود در ماه صفر كه ماه دوازدهم هجرت بود متوجه جهاد قريش وبنى ضمره گرديدند تا به « ابواء » رسيدند وبىقتال وجدال مراجعت فرمودند واين أول جهادي بود كه خود متوجه گرديدند ؛ ودر ماه ربيع الأول عبيدة بن الحارث را با شصت سوار از مهاجران كه احدى از أنصار با ايشان نبود به جهاد مشركان فرستاد وأول علمي كه حضرت منعقد ساخت در اين جهاد بود ، وعبيده با مشركان ملاقاة كرد در سرائى كه آن را « أحيا » مىگفتند وسركردهء مشركان أبو سفيان بود وتيرى چند بر يكديگر انداختند ؛ پس در ماه ربيع الآخر حضرت خود متوجه جهاد قريش شد تا به موضعي رسيد كه آن را « بواط » مىگفتند وبدون قتال مراجعت نمود ؛ پس حضرت خود به غزوهء عشيره بيرون رفت به قصد قافلهء قريش تا به « عشيره » رسيد كه موضعي است از ينبع وبقيهء ماه جمادى الأولى وچند روز از جمادى الثانية در آنجا توقف فرمود وبا قبيلهء بنى مدلج وحلفاى ايشان از ضمره صلح نمود ومراجعت فرمود « 1 » . از عمار بن ياسر روايت كردهاند كه گفت : با حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام رفيق بودم در غزوهء عشيره ، حضرت فرمود : اى أبو اليقظان ! بيا برويم وببينيم كه بنى مدلج چگونه عمل مىكنند در چشمهء خود ؛ چون به نزد ايشان رفتيم وساعتي در عمل ايشان نظر كرديم خواب بر ما مستولى شد پس به جانب نخلستان رفتيم وبر روى خاك خوابيديم ناگاه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ما را بيدار كرد ، وچون حضرت أمير عليه السّلام گردآلود شده بود حضرت أو را أبو تراب خطاب كرد وفرمود : مىخواهى خبر دهم تو را اى أبو تراب كه كيست شقىترين مردم ؟ عرض كرد : بلى يا رسول اللّه ، حضرت فرمود : شقىترين مردم سرخك
--> ( 1 ) . إعلام الورى 72 .