العلامة المجلسي

858

حياة القلوب ( فارسي )

رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه نماز بر جنازه‌ها در آنجا مىكنند - پس ناقة در آنجا ايستاد وخوابيد وسينه‌اش را بر زمين گذاشت ، حضرت از ناقة فرود آمد وأبو ايّوب انصارى مبادرت نمود وامتعه وأسباب حضرت را به خانهء خود برد وحضرت در خانهء أو نزول فرمود تا مسجد را ساختند وخانهء آن حضرت وخانهء أمير المؤمنين عليه السّلام را ساختند وايشان به آن خانه‌ها نقل فرمودند ، ودر همهء اين أحوال أمير المؤمنين عليه السّلام در خدمت آن حضرت بود وجدا نشد . راوي از امام زين العابدين عليه السّلام پرسيد كه : فداى تو شوم أبو بكر با آن حضرت بود در هنگامى كه به مدينه مىآمد ، در كجا از آن حضرت جدا شد ؟ حضرت فرمود كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در قبا فرود آمد وانتظار قدوم على مىبرد أبو بكر گفت : برخيز تا داخل مدينه شويم كه أهل مدينه شاد شده‌اند از آمدن تو وانتظار تو مىكشند بيا برويم وانتظار على را مكش كه أو تا يك ماه ديگر نخواهد آمد ، حضرت فرمود كه : چنين نيست زود خواهد آمد واز اين موضع حركت نمىكنم تا پسر عمّ من وبرادر خدائى من ومحبوبترين أهل بيت من بسوى من آيد ، أو جان خود را فداى من كرد ودر رختخواب من خوابيد ؛ پس أبو بكر در خشم شد ومنقبض شد ورو ترش كرد وحسد عظيم از علي عليه السّلام بر أو داخل شد ، واين أول عداوتى بود كه از أو ظاهر شد براي رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در حقّ علي عليه السّلام وأول مخالفتي بود كه آن حضرت را كرد ، پس از روى غضب از حضرت جدا شد وداخل مدينه شد وحضرت در قبا ماند وانتظار على مىكشيد . راوي پرسيد كه : در چه وقت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فاطمه را به علي عليه السّلام تزويج نمود ؟ حضرت فرمود كه : در مدينه بعد از هجرت به يك سال ودر آن وقت عمر شريف فاطمه عليها السّلام نه سال بود ؛ وفرمود كه : بعد از بعثت حضرت را از خديجة فرزندى بغير فاطمه بهم نرسيد ، وحضرت خديجة پيش از هجرت به يك سال از دنيا رحلت نمود وحضرت أبو طالب عليه السّلام بعد از خديجة به يك سال دار فانى را وداع نمود ، وچون هر دو از دنيا رفتند از ماندن مكة دلتنگ شد وخوف شديدي بر آن حضرت مستولى گرديد واز كافران قريش بر خود مىترسيد ، وچون اين حال را به جبرئيل عليه السّلام شكايت كرد حق تعالى بسوى أو وحى فرستاد كه : بيرون رو از اين شهر كه أهل آن ستمكارند وهجرت نما بسوى مدينه كه