العلامة المجلسي

852

حياة القلوب ( فارسي )

ودر روايات معتبره وارد شده است كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بسوى مدينه هجرت نمود ضعفاى مسلمانان كه در مكة به جور مشركان گرفتار بودند يك يك مىگريختند وبه خدمت آن حضرت مىرسيدند وهر كه را كفار بر أو ظفر مىيافتند مىكشتند وآزارها مىرسانيدند وتكليف تكلّم به كلمهء كفر وناسزا گفتن به حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مىنمودند ، واز آن جمله عمار وپدر أو ياسر ومادر أو سميّه وصهيب وبلال وخباب ارادهء هجرت نمودند وبه دست مشركان گرفتار شدند وايشان را زجر بر كلمهء كفر وناسزا كردند ، چون عمار دانست كه اگر نگويد البتة كشته مىشود آنچه گفتند از روى تقيه به زبان گفت وايمان در دلش ثابت بود وپدر ومادر عمار نگفتند وآنها را به بدترين سياستها شهيد كردند - گويند : أول كسى كه در اسلام شهيد شد پدر ومادر عمار بودند « 1 » - چون اين خبر به مدينه رسيد گروهى گفتند كه عمار كافر شد ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : چنين نيست بلكه عمار از سر تا به پا پر از ايمان است وايمان با گوشت وخونش آميخته است ؛ چون عمار به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم رسيد مىگريست ، حضرت از أو پرسيد : بر تو چه واقع شد ؟ عرض كرد : يا رسول اللّه ! بدترين أحوال بر من گذشت دست از من بر نداشتند تا به تو ناسزا گفتم وبتهاى ايشان را به نيكى ياد كردم ، حضرت آب ديدهء أو را به دست مبارك خود پاك كرد وفرمود : بر تو باكى نيست واگر باز به چنين حالي گرفتار شوى باز بگو آنچه گفتى « 2 » . وكلينى به سند معتبر از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : عمار بن ياسر را أهل مكة اكراه كردند بر گفتن كلمهء كفر ودلش به ايمان مطمئن بود پس حق تعالى اين آية را فرستاد إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ « 3 » پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به عمار فرمود : اى عمار ! اگر كافران به چنين حالي عود كنند پس تو نيز عود كن بدرستى كه حق تعالى عذر تو را فرستاد .

--> ( 1 ) . مجمع البيان 3 / 388 . ( 2 ) . مجمع البيان 3 / 387 . ( 3 ) . سورهء نحل : 106 . وتا اينجا تمام شد روايت كافى 2 / 220 ، وبقيهء روايت در مجمع البيان 3 / 388 مىباشد .