العلامة المجلسي

842

حياة القلوب ( فارسي )

ورياض جنّات رسانيد وخزينه داران جنان وحوريان حسان گفتند : كيست اين كه تعصب مىكند براي محمد در هنگامى كه قوم أو از أو دورى كردند وأو را تكذيب نمودند ؟ حق تعالى به ايشان خطاب كرد كه : اين نايب محمد است كه در فراش أو خوابيد وجان خود را فداى أو گردانيد ؛ وخازنان همه استغاثه كردند كه : پروردگارا ! ما را خازنان أو گردان ، وحوريان فرياد بر آوردند كه : خداوندا ! ما را از زنان أو گردان ، حق تعالى در جواب ايشان فرمود : من شما را براي أو ودوستان ومطيعان أو آفريده‌ام وأو شما را بر ايشان قسمت خواهد كرد به امر خدا ، آيا راضى شديد ؟ همه عرض كردند : بلى اى پروردگار ما « 1 » . وبه أسانيد معتبره منقول است كه : چون كفار قريش مطلع شدند كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از ايشان پنهان گرديده ، در طلب رسول خدا به هر سو جمعى را فرستادند وأبو جهل امر كرد كه ندا كنند در أطراف مكة كه : هر كه محمد را بياورد يا ما را نشان دهد كه أو در كجاست صد شتر به أو مىدهيم ؛ پس أبو كرز خزاعي را طلبيدند كه كار أو اين بود كه نقش قدم هر كس را مىشناخت وگفتند : اى أبو كرز ! امروز است وامروز اگر براي ما كارى كردى هميشه از تو ممنون خواهيم بود ، بايد پى پاى آن حضرت را پيدا كنى تا از پى بىآن برويم ومعلوم كنيم به كجا رفته است ، أبو كرز چون نقش قدمها را ملاحظه كرد گفت : اين نقش پاى محمد است وخواهر آن نقش پائى است كه در مقام إبراهيم است - يعنى پاى رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم شبيه است به پاى إبراهيم خليل عليه السّلام - ونقش پاى ديگرى مىنمايد كه كسى با أو رفيق بوده است وآن ديگرى مىبايد يا أبو قحافه باشد يا پسر أو ، وايشان را از پى بىآن نقش قدمها آورد تا به در غار رسانيد ، وچون به در غار رسيدند ديدند كه به امر الهى واعجاز رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم عنكبوت بر در غار تنيده است ويك جفت كبوتر - وبه روايت ديگر : كبك - بر در غار آشيان وتخم گذاشته‌اند ، چون اين را ديدند گفتند : تا اينجا آمده است وداخل اين غار نشده است اگر داخل غار مىشد مىبايست خانهء عنكبوت خراب

--> ( 1 ) . تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام 465 .