العلامة المجلسي

834

حياة القلوب ( فارسي )

ايشان را بر مكر ايشان وخدا بهترين جزادهندگان است مكّاران را » . پس ايشان اتفاق كردند كه شب به خانهء آن حضرت بريزند وأو را بكشند وبه اين اتفاق به مسجد الحرام آمدند واز دهان خود صفير مىكردند ودست بر هم مىزدند وبر دور كعبه مىجستند ، پس حق تعالى فرستاد كه وَما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَتَصْدِيَةً « 1 » يعنى : « نبود نماز ايشان نزد خانهء كعبه مگر صفير زدن ودست زدن » ؛ چون شب شد وقريش آمدند كه به خانهء آن حضرت درآيند أبو لهب گفت : نمىگذارم كه شب داخل خانه شويد زيرا كه در اين خانه أطفال وزنان هستند وأيمن نيستم از آنكه خطايى واقع شود وليكن امشب أو را حراست مىنمائيم وصبح داخل خانه مىشويم . وشيخ طوسي به سندهاى معتبر از هند بن أبي هاله وعمار بن ياسر وديگران روايت كرده است كه : چون جبرئيل بر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نازل شد وخبر تدبير قريش را در باب قتل آن حضرت بيان كرد واز جانب حق تعالى أو را مأمور به هجرت بسوى مدينه گردانيد ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام را طلبيد وگفت : يا علي ! روح الأمين از جانب رب العالمين الحال آمد ومرا خبر داد كه قريش اتفاق كرده‌اند بر كشتن من وحق تعالى مرا مأمور به هجرت گردانيده است وامر كرده است كه امشب بروم به غار ثور وتو را امر كنم كه در جاى من بخوابى تا آنكه ندانند كه من رفته‌ام ، تو چه مىگوئى وچه مىكنى ؟ أمير المؤمنين عليه السّلام گفت : يا نبي اللّه ! آيا تو به سلامت خواهى ماند از خوابيدن من در جاى تو ؟ فرمود : بلى . پس أمير المؤمنين عليه السّلام خندان شد وبراي شكر الهى بر سلامتى آن حضرت وبر جان فدا كردن خود به سجده افتاد واين أول سجدهء شكري بود كه در اين امّت واقع شد وپهلوى روى خود را به زمين گذاشت ، وچون سر از سجده برداشت گفت : برو به هر سو كه خدا تو

--> ( 1 ) . سورهء انفال : 35 .