العلامة المجلسي

341

حياة القلوب ( فارسي )

بزرگى در سرش بود وبزغالهء بريانى در آن كاسه بود ، ودر آستين خود شكري داشت پس گفت : الحمد للّه كه حق تعالى تو را به سلامت برگردانيد وبر دشمنان ظفر بخشيد ومن نذر كرده بودم از براي خدا كه اگر به سلامت وغنيمت برگردى از جنگ بدر من اين بزغاله را بكشم واز براي تو بريان نمايم وبسوى تو بياورم كه تناول نمائى . حضرت فرمود كه : من فرود آمدم از استر شهبا ودست دراز نمودم بسوى بزغاله كه بخورم ناگاه آن بزغالهء بريان به قدرت خداوند منّان برجست وبر چهار پا ايستاد وبه سخن آمد وگفت : اى محمد ! مخور از من كه مرا به زهر آلوده‌اند . گفتند : راست گفتى اى محمد ، اين از آن بهتر است . حضرت فرمود كه : اين پنج فضيلت . پس يهودان گفتند : يكى مانده است ، اين را مىگوئيم وبرمىخيزيم ، سليمان عليه السّلام از تو بهتر است زيرا كه حق تعالى انس وجن وشياطين ومرغان وبادها ودرندگان را مسخّر أو گردانيده بود . حضرت فرمود كه : خدا براق را از براي من مسخّر گردانيد كه از دنيا وآنچه در دنيا است بهتر است وآن چهارپائى است از چهارپايان بهشت ؛ رويش مانند روى انسان است وسمش مانند سمهاى اسبان است ودمش مانند دم گاو است واز درازگوش بزرگتر واز استر كوچكتر است ، زينتش از ياقوت وركابش از مرواريد سفيد است وهفتاد هزار مهار دارد از طلا ، ودو بال دارد مكلّل به مرواريد وياقوت وزبرجد ، ودر ميان دو ديده‌اش نوشته است : « لا اله الا اللّه وحده لا شريك له ومحمد رسول اللّه » . يهودان گفتند : راست گفتى ، در تورات چنين نوشته است ، واين از ملك سليمان بهتر است ، اى محمّد ! ما شهادت مىدهيم به وحدانيّت خدا وبه اينكه تو پيغمبر اوئى . پس حضرت فرمود كه : نوح عليه السّلام هزار كم پنجاه سال قوم خود را دعوت كرد وحق تعالى فرموده است كه : « ايمان نياوردند به أو مگر اندكى » « 1 » ودر سنّ قليل وعمر

--> ( 1 ) . ترجمهء آيهء 40 سورهء هود .