العلامة المجلسي
34
حياة القلوب ( فارسي )
پوشانيد از نور آفتاب روشنتر واز رنگ آسمان خوشآيندتر كه بريده ودوخته نشده بودند بلكه خداوند جليل فرمود : باشيد پس بهم رسيدند . وپيوسته نور محمدي صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در جبين شيث لامع بود تا آنكه محاولهء بيضا را تزويج نمود وجبرئيل آن حوريّه را به عقد شيث در آورد ، وچون با وى نزديكى نمود حامله شد به « انوش » ، پس منادى ندا كرد أو را كه : گوارا ومبارك باد تو را اى بيضا كه حق تعالى نور سيد پيغمبران وبهترين اولين وآخرين را به تو سپرد . چون انوش متولد شد وبه حدّ كمال رسيد شيث عهد وپيمان از أو گرفت ونور محمدي صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از أو منتقل شد به فرزندش قينان ، واز أو به مهلائيل ، واز أو به أدد ، واز أو به أخنوخ كه إدريس عليه السّلام است ، واز إدريس منتقل شد به متوشلخ وعهد از أو گرفت ، پس منتقل شد بسوى لمك ، پس بسوى حضرت نوح عليه السّلام ، واز نوح به سام ، واز أو به ارفخشد ، واز أو به غابر ، واز أو به قالع ، واز أو به ارغو ، واز أو به شارغ ، واز أو به تاخور ، واز أو به تارخ ، واز أو به إبراهيم عليه السّلام ، واز أو به إسماعيل ، واز أو به قيدار ، واز أو به هميسع ، واز أو بسوى نبت ، واز أو به يشحب ، واز أو به أدد ، واز أو به عدنان ، واز أو به معد ، واز أو به نزار ، واز أو به مضر ، واز أو به الياس ، واز أو به مدركه ، واز أو به خزيمة ، واز أو به كنانه ، واز أو به قصى ، واز أو بسوى لوى ، واز أو بسوى غالب ، واز أو بسوى فهر ، واز أو بسوى عبد مناف ، واز أو به هاشم كه أو را « عمرو العلا » مىگفتند ، ونور حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در روى أو ساطع بود به حدّى كه چون داخل مسجد الحرام مىشد كعبه از نور أو روشن مىشد ، وپيوسته از روى انورش روشنائى بسوى آسمان بلند مىشد . وچون از مادرش « عاتكة » متولد شد دو گيسو داشت مانند گيسوهاى إسماعيل كه نور آنها بسوى آسمان ساطع بود ، پس أهل مكة از مشاهدهء اين حال تعجب كردند وقبايل عرب از هر جانب بسوى مكة آمدند وكاهنان به حركت در آمدند وبتها به فضيلت پيغمبر مختار گويا شدند ؛ وهاشم به هر سنگ وكلوخى كه مىگذشت به قدرت الهى به سخن مىآمدند وأو را ندا مىكردند : بشارت باد تو را اى هاشم كه به اين زودى از ذرّيّهء تو فرزندى ظاهر خواهد شد كه گرامىترين خلق باشد نزد خدا وشريفترين عالميان باشد