العلامة المجلسي

328

حياة القلوب ( فارسي )

گذشت به آن گوسفند اشاره كرد تا نزديك آمد ودست چپ را پيش أو داشت كه دانه‌ها را مىخورد از دست حضرت ، وهرچه تناول مىنمود هسته را پيش آن مىانداخت وچون حضرت فارغ شد گوسفند رفت « 1 » . ودر روايت ديگر وارد شده است كه : آن حضرت سير وپياز وتره وعسل بدبو تناول نمىنمود ، وهرگز طعامي را مذمّت نمىفرمود ، اگر خوشش مىآمد مىخورد والّا ترك مىكرد ، وكاسه را مىليسيد وانگشتان را يك يك مىليسيد ، وبعد از طعام دست مىشست ودست بر رو مىكشيد وتا ممكن بود تنها چيزى نمىخورد ، ودر آب آشاميدن أول « بسم اللّه » مىگفت واندكى مىآشاميد واز لب بر مىداشت و « الحمد للّه » مىگفت تا سه مرتبه ، گاهى به يك نفس مىآشاميد ، وگاهى در ظرف چوب وگاه در ظرف پوست وگاه در خزف تناول مىنمود ، وچون اينها نبود دستها را پر از آب مىكرد ومىآشاميد ، وگاه از دهان مشك مىآشاميد « 2 » . وسر وريش خود را به سدر مىشست وروغن ماليدن را دوست مىداشت وژوليده مو بودن را كراهت داشت ، وأنواع روغنها را بر خود مىماليد وأول روغن بر سر وريش مىماليد ، وسر را مقدّم مىداشت ، وروغن بنفشه مىماليد وموى سر وريش خود را شانه مىكرد ، وآنچه از مو جدا مىشد مردم « 3 » براي بركت بر مىداشتند ؛ وگويند : اين موها كه در دست مردم هست از اين است ، وآنچه در حج وعمره مىتراشيد جبرئيل به آسمان مىبرد ؛ وروزى دو مرتبه ريش را شانه مىكرد وهر مرتبه چهل نوبت از زير ريش وهفت نوبت از بالا شانه مىكرد ، وخود را به مشك وعنبر وغاليه خوشبو مىكرد وبه عود بخور مىكرد « 4 » . واز حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : آن حضرت خرج خوشبوئى زيادة از طعام

--> ( 1 ) . مكارم الأخلاق 29 . ( 2 ) . مكارم الأخلاق 30 - 31 . ( 3 ) . در مصدر بجاى مردم ، زنان حضرت ذكر شده است . ( 4 ) . مكارم الأخلاق 32 - 34 .