العلامة المجلسي

325

حياة القلوب ( فارسي )

ومدتها از آن معاش كرديم « 1 » . واز ابن عباس منقول است كه : چون سؤالي از آن حضرت مىكردند مكرر مىفرمود تا بر سائل مشتبه نشود « 2 » . واز أبى الحميسا منقول است كه گفت : پيش از بعثت با آن حضرت سودائى كردم ومرا در مكاني وعده فرموده ومن فراموش كردم وبه وعده‌گاه نرفتم آن روز وروز ديگر ، وروز سوم كه رفتم حضرت براي وعده در آنجا مانده بود در آن سه روز « 3 » . واز جرير بن عبد اللّه منقول است كه : روزى به خدمت آن حضرت رفت وخانه پر بود وجاى أو نبود ، أو در بيرون نشست ، حضرت جامهء خود را به نزد أو انداخت وفرمود كه : بر روى اين بنشين ، أو جامه را گرفت وبر روى خود ماليد وبوسيد « 4 » . وسلمان گفت : روزى در خدمت آن حضرت رفتم بر بالشئ تكيه داده بود ، آن بالش را براي من انداخت وفرمود : هر مسلمانى كه داخل شود بر برادر مسلمان خود وأو بالشئ براي أو اندازد براي اكرام أو ، خدا أو را بيامرزد « 5 » . ومنقول است كه : چون إبراهيم فرزند آن حضرت محتضر شد ، آب از ديدهء آن حضرت روان شد وفرمود كه : چشمم آب مىريزد وبه دل اندوه مىرسد ونمىگويم مگر چيزى كه خدا بپسندد وما به سبب مصيبت تو اندوهناكيم اى إبراهيم « 6 » . ومنقول است كه : آن حضرت بر زيد بن حارثه گريست وفرمود كه : اين شوق دوست است بسوى دوست « 7 » . واز جابر منقول است كه : چون آن حضرت راه مىرفت ، صحابه در پيش أو راه

--> ( 1 ) . مكارم الأخلاق 20 . ( 2 ) . مكارم الأخلاق 20 . ( 3 ) . مكارم الأخلاق 21 . ( 4 ) . مكارم الأخلاق 21 . ( 5 ) . مكارم الأخلاق 21 . ( 6 ) . مكارم الأخلاق 22 ؛ صحيح مسلم 4 / 1808 ؛ صحيح بخارى مجلد 1 جزء 2 / 85 . ( 7 ) . مكارم الأخلاق 22 .