العلامة المجلسي
310
حياة القلوب ( فارسي )
نداد ، پس ترسيد كه مبادا آنها كه نگرفتهاند دلهاى ايشان رنجيده باشد ، پس بيرون آمد وگفت : اى أهل صفّه ! عذر مىخواهم بسوى خدا وبسوى شما ، بدرستى كه مالي از براي ما آوردند وخواستيم كه بر شما قسمت كنيم ، گنجايش نداشت ، پس مخصوص كرديم به آن جمعى را كه از جزع ايشان ترسيديم از بسيارى پريشانى « 1 » . ودر حديث صحيح از آن حضرت منقول است كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در أول بعثت مدتي آن قدر روزهء پياپى گرفت كه گفتند ديگر ترك نخواهد كرد ، پس مدتي ترك روزه كرد كه گفتند نخواهد گرفت ، پس مدتي يك روز روزه مىگرفت ويك روز افطار مىنمود به طريق حضرت داود عليه السّلام پس آن را ترك كرد ، ودر هر ماه سيزدهم وچهاردهم وپانزدهم را روزه مىداشت پس آن را ترك فرمود ، وسنّتش بر آن قرار گرفت كه در هر ماه پنجشنبهء أول ماه وپنجشنبهء آخر ماه وچهارشنبهء أول از دههء ميان ماه را روزه مىداشت وبر اين طريقه بود تا به جوار رحمت ايزدى پيوست ، وماه شعبان را تمام روزه مىداشت « 2 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود كه : هرچه از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم سؤال مىكردند ، عطا مىفرمود تا آنكه زنى پسرش را به خدمت آن جناب فرستاد وگفت : از آن حضرت سؤال كن ، اگر گويد نيست بگو پيراهن خود را به من ده . آن پسر چنان كرد وآن جناب پيراهن خود را كند وبه أو داد ، وچون هنگام نماز شد برهنه بود وبه نماز نتوانست بيرون آمد ، پس حق تعالى آن جناب را امر به ميانهروى فرمود واين آية را فرستاد وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَلا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً « 3 » يعنى : « مگردان دست خود را بسته در گردن خود كه چيزى به كسى نبخشى ، ومگشا دست خود را گشودنى تمام كه آنچه دارى بدهى پس بنشينى ملامت كرده شده وممنوع از نماز يا عريان » « 4 » .
--> ( 1 ) . كافى 3 / 550 . ( 2 ) . كافى 4 / 90 - 91 ، كه اين معنى در ضمن چند روايت ذكر شده است . ( 3 ) . سورهء اسراء : 29 . ( 4 ) . تفسير عياشى 2 / 289 ؛ كافى 4 / 55 - 56 ؛ مجمع البيان 3 / 411 - 412 .