العلامة المجلسي
293
حياة القلوب ( فارسي )
در حديث حسن از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : جامهء حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كهنه شده بود ، شخصي به خدمت آن حضرت آمد ودوازده درهم به هديه از براي آن حضرت آورد - كه تقريبا پانزده شاهى اين زمان باشد - پس آن جناب فرمود كه : يا علي ! اين دراهم را بگير وبراي من جامهاى بخر كه بپوشم . حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه : به بازار رفتم ودوازده درهم دادم وپيراهنى براي آن جناب گرفتم ، چون به نزد آن جناب آوردم ودر آن نظر كرد فرمود كه : از اين پستتر مرا خوشتر مىآيد ، يا علي ! آيا گمان دارى كه صاحبش قبول كند كه اين را پس گيرد ؟ گفتم : نمىدانم . فرمود كه : ببين بلكه راضى شود . پس به نزد صاحبش آمدم وگفتم : رسول خدا اين جامه را نخواست وجامهاى از اين پستتر مىخواهد ، پس أو به اقالهء بيع راضى شد وزر را پس داد . چون زر را به خدمت آن جناب آوردم با من همراه آمد به بازار كه پيراهن بگيرد ، ناگاه كنيزكى را ديد كه در ميان راه نشسته است ومىگريد ، حضرت فرمود كه : چرا گريه مىكنى ؟ گفت : يا رسول اللّه ! أهل خانهء من چهار درهم به من داده بودند كه براي ايشان چيزى بخرم وآن را گم كردهام وجرأت نمىكنم كه به خانه برگردم . پس چهار درهم را به آن كنيز داد وگفت : برگرد به خانهء خود ؛ وبه بازار آمد وپيراهنى به چهار درهم خريد وپوشيد وحمد الهى را ادا فرمود ، وچون از بازار بيرون آمد مرد عريانى را ديد كه مىگفت : هركه مرا بپوشاند خدا أو را از جامههاى بهشت بپوشاند ، پس