العلامة المجلسي
283
حياة القلوب ( فارسي )
ولغزشهاى مردم را تفحّص نمىفرمود ، وسخن نمىگفت مگر در امرى كه اميد ثواب در آن داشت ، وچون سخن مىفرمود أهل مجلس أو سرها به زير مىافكندند وساكت وساكن بودند كه گويا مرغ بر سر ايشان نشسته است ، ودر خدمت آن حضرت منازعه در سخن نمىكردند وچون يكى از ايشان سخن مىگفت ديگران خاموش مىشدند وسخن أو را گوش مىدادند تا از سخن خود فارغ مىشد وبر خلاف سخن أو سخن نمىگفتند . وآن حضرت با أهل مجلس در خنده وتعجب موافقت مىنمود وبر خلاف آداب غريبان وأعرابيان صبر مىفرمود حتى آنكه صحابهء ايشان را با خود به مجلس مىآوردند كه ايشان سؤال كنند وخود مستفيد شوند ، وآن حضرت خود مىفرمود كه : چون صاحب حاجتي را ببينيد بياوريد نزد من ، وثنا آن حضرت را خوش نمىآمد مگر از كسى كه احسانى به أو رسيده باشد ، وقطع نمىفرمود سخن احدى را مگر آنكه سخن باطلى باشد پس نهى مىكرد أو را ويا برمىخاست . وسكوت آن حضرت بر چهار وجه بود : يا بر وجه حلم بود كه در برابر جاهلي كه ناملايم گويد از روى بردبارى ساكت شود ؛ يا براي حذر از ضرر بود ؛ يا براي اندازهء قدر هر كس بود ؛ يا براي تفكر ؛ امّا اندازه ، پس در اين بود كه با همهء أهل مجلس مساوى نظر كند ومثل يكديگر گوش دهد سخنان ايشان را ، وامّا تفكر آن حضرت در أمور دنياي فانى وآخرت باقي بود . واز براي آن حضرت جمع شده بود حلم وصبر ، پس هيچ امرى أو را به غضب نمىآورد واز هيچ چيز بجا در نمىآمد ، ودر حذر چهار خصلت براي أو جمع شده بود : كردن نيكىها تا مردم پيروى أو نمايند ، وترك بديها تا مردم ترك نمايند ، ومبالغه نمودن در رأيي كه موجب صلاح امّت باشد ، وقيام نمودن به امرى كه جمع كند براي امّت خير دنيا وآخرت را « 1 » .
--> ( 1 ) . مكارم الأخلاق 11 - 15 . وهمين روايت در عيون أخبار الرضا 1 / 316 - 319 ومعاني الأخبار 80 - 83 از امام حسن عليه السّلام نقل شده است . ونيز رجوع شود به دلائل النبوة 1 / 286 وطبقات ابن سعد 1 / 324 وسيرهء ابن حبان 410 .