العلامة المجلسي

269

حياة القلوب ( فارسي )

ودر حديث معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون أبو سفيان متوجه أحد شد ، عباس نامه‌اى به خدمت آن حضرت نوشت وحقيقت را عرض كرد ، چون نامه را آوردند حضرت در يكى از باغهاى مدينه بود پس نامه را خواند وأصحاب خود را اعلام نكرد وفرمود كه : داخل مدينه شويد ، وچون داخل مدينه شدند مضمون نامه را به ايشان نقل كرد « 1 » . ودر حديث ديگر فرمود كه : آن حضرت مىخواند ومىنوشت وآنچه خود هم ننوشته بود مىخواند « 2 » با آنكه نوشته را مىخواند ومىدانست ، پس چون نوشته را نداند ؟ ودر حديث صحيح از آن حضرت منقول است كه : در تأويل قول حق تعالى كه وَأُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ « 3 » فرمود كه : يعنى خدا وحى كرده است بسوى من قرآن را براي آنكه بترسانم شما را وهر كسى را كه دعوت من به أو برسد به هر زبانى وهر لغتى « 4 » . وبه سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : حق تعالى هيچ كتاب ووحيى نفرستاد مگر به عربى وليكن به گوش أنبيا به زبان ولغت قوم ايشان مىرسيد وبه گوش پيغمبر ما صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به عربى ، وبا هركس سخن مىگفت به عربى سخن مىگفت ، واگر مخاطب عرب نبود به گوش أو به لغت أو مىرسيد ، وهر كس با حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به هر لغت كه سخن مىگفت به لغت عربى به گوش آن حضرت مىرسيد ، اينها همه را جبرئيل براي آن حضرت از جانب أو ترجمه مىنمود براي تشريف وتكريم آن حضرت « 5 » .

--> ( 1 ) . علل الشرايع 125 . ( 2 ) . بصائر الدرجات 227 . ( 3 ) . سورهء انعام : 19 . ( 4 ) . علل الشرايع 125 ؛ بصائر الدرجات 226 . ( 5 ) . علل الشرايع 126 .