العلامة المجلسي

163

حياة القلوب ( فارسي )

وإنجيل وزبور وفرقان از وصف أو مشحون است ، واي بر كسى كه با أو دشمنى كند وخوشا حال كسى كه أو را متابعت نمايد . پس بني هاشم شاد شدند وأبو طالب به زرقا گفت : اگر حاجتي به ما دارى بگو كه حاجت تو برآورده است . گفت : مالي از شما نمىخواهم واعتباري از شما توقع ندارم وليكن مىخواهم كه آمنه را به من بنمائيد كه از أو تحقيق كنم شواهد اخبارى را كه براي شما ذكر كردم ؛ وچون أبو طالب أو را به خانهء آمنه برد ونظر أو بر آمنه افتاد پايش از رفتار ماند وزبانش لآل شد وبه ظاهر اظهار شادى نمود وباز خبرها از آن مولود مبارك داد وبيرون آمد ودر انديشه بود كه حيله‌اى براي هلاك آمنه برانگيزد ، پس با زنى از قبيلهء خزرج كه أو را « تكنا » مىگفتند ومشاطهء آمنه وساير زنان بني هاشم بود طرح آشنائى افكند ودر شب وروز با أو مىبود تا آنكه در شبى از شبها تكنا بيدار شد ديد كه شخصي نزديك سر زرقا نشسته است وبا أو سخن مىگويد واز جملهء سخنان أو اين بود كه : كاهنهء يمامه آمده است بسوى تهامه وبزودى پشيمان خواهد شد از ارادهء خود . چون زرقا اين سخن را شنيد برجست وگفت : تو يار وفادار من بودى چرا در اين مدت بسوى من نيامدى ؟ گفت : واي بر تو اى زرقا ! امر عظيم بر ما نازل گرديده است ما به آسمانها مىرفتيم وسخن فرشتگان را مىشنيديم ودر اين أيام ما را از آسمانها مىرانند ومنادى شنيديم كه در آسمانها ندا مىكرد كه : حق تعالى اراده كرده است كه ظاهر گرداند شكنندهء بتان وظاهر كنندهء عبادت رحمان را ، پس أفواج ملائكة ما را نشانهء تيرهاى شهاب گردانيده‌اند وراههاى ما را از آسمان مسدود ساخته‌اند وآمده‌ام كه تو را حذر فرمايم . پس زرقا گفت : برو از پيش روى من كه هر سعى دارم در كشتن اين فرزند خواهم كرد . آن شخص شعري چند خواند كه مضمون آنها آن بود كه : من آنچه شرط خير خواهى بود به تو گفتم ومىدانم كه سعى تو بىفايده است وبجز وبال دنيا وعقبى براي تو ثمره‌اى نخواهد داشت والبتة حق تعالى يارى پيغمبر خود خواهد كرد واز شرّ هر ساحر وكاهن أو