العلامة المجلسي
156
حياة القلوب ( فارسي )
دادهاى به غلام من به رسم هديه نيزهء خطى وشمشير هندى بدرستى كه شمائيد بهترين برايا وبهم خواهد رسيد از تو وبرادرت شريفترين ذرّيّتها بدرستى كه تو وآنها كه با تواند از نسل هاشميد كه بهترين اخيار بود وتوئى بىشك عمّ پيغمبر مختار كه وصف كردهاند أو را در كتب واخبار نسب خود را از من مپوشان كه من نيك مىشناسم تو را ونسب تو را . پس أبو طالب متعجب شد از سخنان أو وگفت : اى شيخ ! راست گفتى وخصلتها را نيكو بيان كردى ، مىخواهم ما را خبر دهى به آنچه در زمان ما خواهد شد وبر ما جارى خواهد گرديد . سطيح گفت : سوگند ياد مىكنم بخداوند دائم وابد وبلند كنندهء آسمان بىعمد ويگانهء يكتاى صمد كه از عبد اللّه بزودى فرزندى بهم رسد كه مردم را هدايت كند به رشد وصلاح وخير واحسان وباطل كند بتان را وهلاك گرداند بتپرستان را ، ويارى نمايد أو را بر اين أمور ياورى كه پسر عمّ أو باشد وصاحب صولتها وحملهها باشد وبه تيغ آبدار دمار از كافران روزگار برآورد وشك نيست كه تو پدر أو خواهى بود اى أبو طالب . پس بني هاشم گفتند كه : مىخواهيم اين پيغمبر را براي ما وصف كنى ونعتهاى أو را بيان نمائى . سطيح گفت : بشنويد از من سخن صحيح ، بزودى ظاهر گردد شخصي نبيل كه رسول باشد از جانب خداوند جليل وزبان سطيح از وصف أو كليل است وأو مردى است نه بسيار كوتاه نه بسيار بلند با قامتى ارجمند وآن سرور سرش مدوّر باشد ودر ميان دو كتفش علامتي باشد وعمامه بر سر گذارد وپيغمبرى أو تا قيامت مستمر باشد وسيد وبزرگ أهل تهامه گردد ودر تاريكيها نور از روى انورش ساطع باشد وچون تبسّم نمايد از نور دندانهايش جهان روشن گردد وكسى به نيكوئى خلق وخلق أو بر زمين راه نرفته است ، شيرين زبان وخوش بيان باشد ودر زهد وتقوى وخشوع وعبادت نظير خود نداشته باشد وتكبر وتجبر ننمايد ، اگر سخن گويد درست گويد واگر از أو سؤال كنند به راستى جواب گويد ، ولادتش پاكيزه واز شبهه وفساد نسب منزّه باشد ورحمت عالميان باشد وبه نور أو جهان روشن گردد وبه مؤمنان رؤوف وبر أصحاب خود مهربان وعطوف