العلامة المجلسي

150

حياة القلوب ( فارسي )

ساطع گرديد وسقف را بشكافت ، ودر آن نور آمنه هر منظر رفيع وهر قصر منيع كه در حرم وأطراف جهان بود ديد وبرقى ساطع گرديد وبه آن برق هر خانه كه خدا مىدانست كه أهل أو ايمان خواهند آورد روشن گرديد وهر بت كه در مشرق ومغرب عالم بود بر رو درافتادند . وچون إبليس اين وقايع غريبه را مشاهده نمود أولاد خود را جمع كرد وخاك بر سر ريخت وگفت : تا مخلوق شده بودم به چنين مصيبتى گرفتار نشده بودم ، در اين شب فرزندى متولد شد كه أو را محمد بن عبد اللّه مىگويند ، باطل خواهد كرد عبادت بتها را ومردم را بسوى يگانه‌پرستى خدا دعوت خواهد نمود ؛ پس اولادش نيز خاك مذلت بر سر ريختند وهمه به درياى چهارم گريختند وچهل روز گريستند . پس آن حوريان ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را در جامه‌هاى بهشت پيچيدند وبسوى بهشت برگشتند وملائكة را بشارت ولادت آن حضرت دادند . پس جبرئيل وميكائيل عليهما السّلام از آسمان فرود آمدند وبه صورت دو جوان داخل حجرهء آمنه شدند وجبرئيل طشتى از طلا وميكائيل ابريقى از عقيق در دست داشتند وجبرئيل حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را در دست گرفت وميكائيل آب ريخت تا آن حضرت را غسل دادند ، پس جبرئيل گفت : اى آمنه ! ما أو را براي تطهير از نجاست غسل نمىدهيم أو طاهر ومطهر است بلكه براي زيادتى نور وصفا أو را غسل داديم ، پس آن حضرت را به عطرهاى بهشت معطر گردانيدند ، ناگاه صداهاى بسيار وأصوات مختلفه از در حجرهء مقدسه بلند شد وجبرئيل گفت كه : ملائكهء هفت آسمان آمده‌اند كه بر پيغمبر آخر الزمان صلّى اللّه عليه وآله وسلّم سلام كنند ، پس آن حجره به قدرت حق تعالى وسيع شد وفوج فوج ملائكة داخل مىشدند ومىگفتند : السلام عليك يا محمد ، السلام عليك يا محمود ، السلام عليك يا احمد ، السلام عليك يا حامد . پس چون ثلث شب گذشت حق تعالى جبرئيل را امر فرمود كه چهار علم از بهشت به زمين آورد ، وعلم سبز را بر كوه قاف نصب كرد وبر آن علم به سفيدى دو سطر نوشته بود « لا اله الّا اللّه محمّد رسول اللّه » ؛ وعلم دوم را بر كوه أبو قبيس نصب كرد وآن علم دو شقه