العلامة المجلسي
146
حياة القلوب ( فارسي )
سبب أو برطرف خواهد شد ، واگر اين حكم را به كسرى بگوئيم ما را خواهد كشت ، بايد اين را از أو اخفا نمائيم تا از جهت ديگر شايع شود . پس آمدند به نزد كسرى وگفتند : نظر كرديم چنان يافتيم ساعتي كه بناى سدّ دجله وقصر تو را در آن گذاشتهاند ساعت نحسى بوده است وغلط كردهاند در حساب وبه آن سبب چنين خراب شد ، بايد ساعت نيكى اختيار كرد ودر آن ساعت بنا كرد تا چنين نشود ؛ پس ساعتي اختيار كردند ودر آن ساعت سدّ دجله را بنا كردند ودر مدت هشت ماه تمام كردند ومالي بىحساب در آن خرج كردند وچون فارغ شدند ساعتي اختيار نمود وبر بأم قصرش نشست وفرشهاى ملوّن گسترد وأنواع رياحين بر دور خود گذاشت ، وچون درست نشست أساس قصرش در هم شكست وبه آب فرو رفت ووقتي أو را از آب بيرون آوردند كه اندك رمقى از أو مانده بود ؛ منجّمان وكاهنان را جمع كرد وقريب به صد نفر ايشان را گردن زد وگفت : من شما را مقرّب خود گردانيدم وأموال فراوان به شما مىدهم وشما با من بازى مىكنيد ومرا فريب مىدهيد ؟ ! ايشان گفتند : اى پادشاه ! ما نيز در حساب خطا كرديم چنانكه پيش از ما خطا كرده بودند واكنون حساب ديگر مىكنيم وبر آن حساب بناى قصر را مىگذاريم ، پس هشت ماه ديگر أموال بىحساب خرج كرد وبار ديگر قصر را به اتمام رسانيد وجرأت نكرد كه بر آن قرار گيرد وسواره داخل قصر شد وباز قصر در هم شكست وبه آب نشست وكسرى غرق شد واندك رمقى از أو مانده بود كه أو را بيرون آوردند ، پس ايشان را طلبيد وتهديد بسيار نمود وگفت : همهء شما را مىكشم وأكتاف شما را بيرون مىآورم وشما را در زير پاى فيلان مىاندازم اگر سرّ اين واقعه را به من راست نگوئيد . گفتند : ايّها الملك ! در اين مرتبه راست مىگوئيم ، چون آن وقايع هايله را ذكر كردى وهر يك از ما نظر در كار خود كرديم أبواب علم خود را مسدود يافتيم ودانستيم كه به سبب حادثهء آسمانى اين أمور غريبه رو داده است ومىبايد پيغمبرى مبعوث شده باشد يا بعد از اين مبعوث شود ، واز خوف كشته شدن به تو اظهار اين امر نمىتوانستيم نمود . گفت : واي بر شما ! بايست أول بگوئيد تا من چارهء كار خود بكنم ؛ پس دست از ايشان