العلامة المجلسي
117
حياة القلوب ( فارسي )
شما را به دين خود در آورند وجانهاى شما را بشكنند بسبب حميت وغضب شما وآنچه رضاى من در آن است نسبت به شما به عمل آورند وبدرستى كه محمد را بيرون آورم به سوى ايشان به آنها كه أطاعت أو كنند از فرزندان قيدار ، پس مقاتلان ايشان را بكشد وخدا تأييد نمايد ايشان را به ملائكة در بدر وخندق وحنين . ودر سفر پنجم تورات نوشته است : بدرستى كه من برپا دارم از براي بني إسرائيل پيغمبرى از برادران ايشان مثل تو وسخن خود را در دهان أو قرار دهم وبرادران ايشان فرزندان اسماعيلند . واز كتاب حيقوق وكتاب دانيال عليهما السّلام « 1 » منقول است كه : بيايد خدا - يعنى دين وكتاب أو - از يمن وتقديس أو از كوههاى فاران ، پس پر شود زمين از ستايش احمد وتقديس أو ومالك زمين گردد به مهابت خود ونور أو زمين را روشن گرداند ولشكر به دريا وصحرا جارى گرداند . ودر كتاب شعيا عليه السّلام در وصف آن حضرت منقول است كه : بندهء من وبرگزيدهء من وپسنديدهء نفس من ، بر أو فايض گردانم روح خود را پس ظاهر گردد به سبب أو در امّتها عدل من ، چشمهاى كور را وگوشهاى كر را بينا وشنوا گرداند ، بسوى لهو ولعب ميل نكند وآن نور خداست كه خاموش نمىگردد تا آنكه ثابت گرداند در زمين حجت مرا وبه أو منقطع گردد عذرها . ودر جاى ديگر فرموده است : اثر پادشاهى أو در كتف أو باشد . ودر جاى ديگر از كتاب شعيا مسطور است : گفتند به من كه برخيز ونظر كن چه مىبينى ؟ پس گفتم : دو سواره مىبينم كه مىآيند يكى بر درازگوش وديگرى بر شتر سوارند ويكى به ديگرى مىگويد كه بابل با بتهاى آن افتاد . در زبور داود عليه السّلام مسطور است : خداوندا ! مبعوث گردان برپا دارندهء سنّت را تا اعلام نمايد مردم را كه عيسى بشر است وخدا نيست . ( در بسيار جائى از آن علامت آن حضرت
--> ( 1 ) . در مصدر بجاى كتاب ، قول ذكر شده است .