العلامة المجلسي

902

حياة القلوب ( فارسي )

نوشتيم در زبور بعد از ياد كردن پيغمبر آخر الزمان كه زمين به ميراث خواهد رسيد به بندگان شايستهء ما » كه مراد ائمهء معصومين عليهم السّلام‌اند » « 1 » . موافق أحاديث بسيار بازهم علي بن إبراهيم روايت كرده است كه : چون داود در صحراها زبور تلاوت مىنمود ، كوهها ومرغان هوا ووحشيان صحرا با أو تسبيح مىگفتند ، وآهن مانند موم در دست أو نرم بود كه هر چه مىخواست بىتعب وبىآتش از آن مىساخت « 2 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : هر كه كارها بر أو دشوار شود پس در روز سه شنبه آنها را طلب كند ، كه آن روزى است كه خدا آهن را در آن روز براي داود عليه السّلام نرم كرد « 3 » . در حديث معتبر ديگر فرمود كه : حق تعالى وحى فرستاد بسوى داود عليه السّلام كه : تو نيكو بنده‌اى بودى اگر نه اين بود كه كسب نمىكنى واز بيت المال مىخورى . چون اين وحى به داود رسيد بسيار گريست ، پس خدا وحى كرد بسوى آهن كه : نرم شو براي بندهء من داود ، پس هر روز يك زره به دست خود مىساخت وبه هزار درهم مىفروخت تا آنكه سيصد وشصت زره ساخت وبه سيصد وشصت هزار درهم فروخت واز بيت المال مستغنى شد « 4 » . حضرت أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه در بعضي از خطب خود فرموده است : اگر خواهى تأسّى كن به داود صاحب مزامير كه زبور را به آواز خوش مىخواند وقارى أهل بهشت خواهد بود ، بدرستى كه زنبيلها از برگ خرما به دست خود مىبافت وبه همنشينان خود مىگفت : كداميك از شما مىبرد كه اين را بفروشد ، واز قيمت آن نان جو مىخريد

--> ( 1 ) . تفسير قمى 2 / 126 . ( 2 ) . تفسير قمى 2 / 199 . ( 3 ) . كافى 8 / 143 ؛ خصال 386 . ( 4 ) . كافى 5 / 74 .