العلامة المجلسي
872
حياة القلوب ( فارسي )
حال آنكه عمر ايشان بزودى به نهايت مىرسد ؟ ! اى فرزند ! علم را مياموز براي آنكه مباهات كنى با آن به علما ودانايان يا مجادله كنى با آن با سفيهان وبىخردان يا خودنمائى وفخر كنى با آن در مجالس ، وترك علم مكن براي عدم رغبت در آن . اى فرزند ! به ديدهء بصيرت در مجالس نظر كن ، اگر بيني جمعى را كه ياد خدا مىكنند با ايشان بنشين كه : اگر عالمي ، علم تو نفع مىبخشد به تو وعلمت را مىافزايد مجالست ايشان ؛ واگر ناداني ، از ايشان علم كسب مىكنى شايد رحمتي از خدا بر ايشان نازل شود وتو را نيز با ايشان فروگيرد « 1 » . ودر حديث معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : از موعظههاى لقمان به پسرش آن بود كه : اى فرزند ! اگر در مرگ شك دارى ، خواب را از خود بر طرف كن ونمىتوانى كردن ، اگر شك دارى در زنده شدن بعد از مرگ بيدار شدن خواب را از خود برطرف كن وهرگز نمىتوانى كردن ، پس چون در اين دو حالت فكر كنى مىدانى كه جان تو در دست ديگرى است وخواب به منزلهء مرگ است وبيدارى به منزلهء مبعوث شدن بعد از مرگ است . اى فرزند ! بسيار نزديك مشو به مردم واختلاط را بيش از اندازه مكن كه باعث مفارقت ودورى مىشود ، از مردم دورى هم مكن كه خوار وذليل مىشوى ، هر حيواني مثل خود را دوست مىدارد وفرزندان آدم يكديگر را دوست نمىدارند ، نيكى واحسان خود را پهن مكن مگر نزد كسى كه طالب آن باشد ، همچنان كه ميان گرگ وگوسفند دوستى نيست همچنين ميان نيكوكار وبدكردار دوستى نيست ، هر كه نزديك مىشود به زفت « 2 » البتة قدرى از آن به أو مىچسبد ، همچنين هر كه با فاجرى شريك ومصاحب مىشود از راههاى بد أو مىآموزد ، وهر كه مجادله با مردم را دوست دارد دشنام داده
--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 190 . ( 2 ) . زفت : مادهاى است مانند قير ؛ در مصدر « رفث » مىباشد .