العلامة المجلسي
864
حياة القلوب ( فارسي )
مادر أو را روزى دارد وأو را در محلّ آرامى واطمينانى پناه داد كه نه أو را گرما آزار مىرساند ونه سرما ؛ وامّا حال دوم آن است كه أو را از رحم بيرون آورد وروزى از براي أو جارى كرد از پستان مادرش از شير پاكيزه كه أو را كافى بود وأو را در آن حال تربيت كرد ونشو ونما فرمود بىآنكه أو را چاره وحيله وقوّتى بر كسب معيشتى وجلب نفعي ودفع ضررى بوده باشد ؛ امّا حال سوم پس چون روزى أو از شير منقطع شد از كسب پدر ومادر روزى براي أو جارى كرد كه به طيب خاطر خود از روى نهايت شفقت ومهربانى صرف أو كردند وأو را در بسيارى أحوال بر خود مقدّم داشتند تا آنكه عاقل شد وبزرگ شد وخود مشغول كسب معيشت گرديد ، كار را بر خود تنگ گرفت وگمانهاى بدى به پروردگار خود برد وحقوق الهى را در مال خود انكار كرد وبر خود وعيال خود تنگ گرفت از ترس كمي روزى واز عدم يقين به آنكه آنچه صرف كند در راه رضاى حق تعالى به أو عوض خواهد داد در دنيا وآخرت پس بد بندهاى است چنين بندهاى فرزند من « 1 » . اى پسر گرامى ! هر چيز را علامتي هست كه آن را به آن علامت مىتوان شناخت وآن علامت براي آن چيز گواهى مىدهد : بدرستى كه دين را سه علامت است : علم ، وعمل كردن به آن ، وايمان . وايمان را سه علامت است : تصديق به خدا ، وپيغمبران خدا ، وبه كتابهاى خدا . وعالم را سه علامت هست : آنكه پروردگار خود را بشناسد ، وبداند كه پروردگار أو كدام عمل را دوست مىدارد ، وكدام عمل را نمىخواهد . وعمل كنندهء به علم را سه علامت هست : نماز ، وروزه ، وزكات . وكسى كه علم را بر خود مىبندد وعالم نيست سه علامت دارد : منازعه مىكند با كسى كه از أو داناتر است ، ومىگويد چيزى چند را كه نمىداند ، ومرتكب امرى چند مىشود كه به آنها نمىتواند رسيد . وظالم را سه علامت هست : ظلم مىكند بر كسى كه از أو بلندمرتبهتر است به آنكه
--> ( 1 ) . خصال 122 .