العلامة المجلسي
862
حياة القلوب ( فارسي )
ترك تحصيل آن نمودن ، يعنى ترك تحصيل علم سبب آن مىشود كه علمي كه تحصيل كردهاى نيز از دست تو بيرون رود . در علم ، ممارات « 1 » ومجادله مكن با لجوجى ، ومنازعه مكن با دانائى ، ودشمنى مكن با صاحب سلطنتى ، ومماشات وهمراهى مكن با ستمكارى وبا أو دوستى مكن ، وبا فاسقى برادرى مكن ، وبا متّهمى كه مردم گمان بد به أو مىبرند مصاحبت مكن ، وعلم خود را ضبط كن وپنهان دار چنان كه زر خود را پنهان مىدارى . اى فرزند گرامى ! از خدا بترس ترسيدنى كه اگر با نيكى جنّ وانس به قيامت بيائى ترسى كه تو را عذاب كنند ، اميد بدار از خدا اميدى كه اگر به محشر بيائى با گناه جنّ وانس اميد داشته باشى كه خدا تو را بيامرزد . پس پسر لقمان گفت : اى پدر ! چگونه طاقت اين مىتوانم آورد كه خوف ورجا را با يكديگر جمع كنم ومن بيش از يك دل ندارم ؟ لقمان گفت : اى فرزند ! اگر دل مؤمن را بيرون آورند وبشكافند هرآينه در آن دو نور خواهند يافت : نوري از براي ترس از خدا ، ونوري از براي اميد از حق تعالى ، كه اگر با يكديگر وزن كنند وبسنجند هيچيك بر ديگرى به قدر سنگينى ذرّهاى زيادتى نكند ، پس كسى كه ايمان به خدا دارد ، تصديق فرمودههاى خدا مىنمايد ؛ وكسى كه تصديق كند فرمودههاى خدا را ، آنچه خدا فرموده است بعمل مىآورد ؛ وكسى كه بعمل نياورد فرمودههاى خدا را ، باور نداشته است فرمودههاى أو را زيرا كه اين اخلاق بعضي از براي بعضي شهادت مىدهند . پس هر كه ايمان آورد به خدا ايمان درست صادق ، عمل خواهد كرد از براي خدا عمل خالصى از روى خير خواهى ، وهر كه چنين عمل كند از براي خدا پس ايمان صادق به خدا آورده است . وهر كه أطاعت خدا كند از خدا ترسيده است ، وهر كه از خدا ترسد أو را دوست داشته است ، وهر كه خدا را دوست دارد پيروى امر أو مىكند ، وهر كه پيروى امر أو مىكند مستوجب بهشت خدا وخشنودى أو مىشود ، وكسى
--> ( 1 ) . ممارات : جدال يا جنگ كردن است .