العلامة المجلسي

1324

حياة القلوب ( فارسي )

امام عليه السّلام اعتماد نمايد بر عهدهاى ايشان وخروج كند بر مخالفان ؟ چون زماني در آيد كه مردم در مقام وفاى به عهود باشند وخدا داند كه وفا به عهد امام خواهند كرد ، امام را مأمور به ظهور وخروج خواهد كرد وحق تعالى أهل اين زمان را به اصلاح آورده واين عطيهء عظمى را نصيب كند به محمد وآله الطاهرين . وبه سند موثق از حضرت رضا عليه السّلام منقول است كه : مردى در بني إسرائيل چهل سال عبادت خدا كرد وبعد از چهل سال عبادت قرباني به درگاه خدا برد كه بداند عبادتش مقبول درگاه الهى شده است يا نه ؟ پس قرباني أو مقبول نشد با خود گفت : گناه وتقصير از توست وبه سبب بديهاى تو عبادت تو مقبول نشد ، پس حق تعالى وحى فرمود بسوى أو كه : مذمّتى كه خود را كردى بهتر بود از عبادت چهل سالهء تو « 1 » . وبه روايت ديگر منقول است كه : پادشاهى بود در بني إسرائيل وشهري بنا كرد كه كسى به آن خوبى شهري نديده بود وطعامي براي مردم مهيّا كرده وايشان را دعوت نمود ، وبر دروازهء شهر كسى را بازداشت كه هر كه بيرون رود از أو بپرسند كه : اين شهر چه عيب دارد ؟ وهيچ‌كس عيبى براي آن شهر نگفت مگر سه نفر از عبّاد كه عباهاى گنده پوشيده بودند ، ايشان گفتند : ما دو عيب در اين شهر مىبينيم : أول آنكه خراب خواهد شد ، دوم آنكه صاحبش خواهد مرد . پس پادشاه گفت : شما خانه‌اى گمان داريد كه اين دو عيب را نداشته باشد ؟ گفتند : بلى ، خانهء آخرت خراب شدن ندارد وصاحبش هرگز نمىميرد . پس پند ايشان در پادشاه اثر كرد وترك سلطنت كرد براي طلب آخرت وبا ايشان رفيق شد ومدتي با ايشان عبادت كرد ، پس برخاست كه از ايشان جدا شود گفتند : آيا از ما بدى يا خلاف آدابى ديده‌اى كه از ما مفارقت مىنمائى ؟ گفت : نه ، وليكن شما مرا مىشناسيد ومرا گرامى مىداريد ، مىخواهم با كسى رفيق

--> ( 1 ) . كافى 2 / 73 ؛ قرب الإسناد 392 .