العلامة المجلسي
1311
حياة القلوب ( فارسي )
شيخ طبرسى رحمة اللّه وغير أو از مفسران از ابن عباس روايت كردهاند كه : عابدى در ميان بني إسرائيل بود كه أو را « برصيصا » مىگفتند وسألها عبادت پروردگار خود مىكرد تا آنكه مستجاب الدعوة شد وبيماران وديوانگان را نزد أو مىآوردند أو دعا مىكرد وايشان شفا مىيافتند ، پس زنى از زنان اشراف آن زمان را جنونى عارض شد وبه نزد أو آوردند كه مداوا كند ، وآن زن برادران داشت ، چون آن زن را نزد أو گذاشتند شيطان أو را وسوسه كرد كه با آن زن زنا كند وچون با أو زنا كرد حامله شد ، چون ترسيد رسوا شود آن زن را كشت ودفن كرد ، شيطان به نزد هر يك از برادرانش آمد وگفت : عابد با خواهر شما زنا كرد وچون حامله شد أو را كشت ودر فلان موضع دفن كرد ، پس برادران اين سخن را به يكديگر گفتند ، وخبر منتشر شد تا به پادشاه آن زمان رسيد ، پس پادشاه با ساير مردم به معبد أو رفتند وبر آن حال مطّلع شدند وأو اقرار كرد كه : من چنين كردم ، پس پادشاه فرمود كه أو را بر دار كشند . پس شيطان متمثل شد نزد أو وگفت : من تو را به اين بليّه انداختم ورسوا كردم ، اگر أطاعت من مىكنى تو را از كشتن خلاص مىكنم . گفت : در چه باب أطاعت تو بكنم ؟ گفت : مرا سجده كن . عابد گفت : چگونه تو را سجده بكنم با اين حال ؟ گفت : به أيما از تو اكتفا مىكنم . پس أيما كرد به سجود براي شيطان وكافر شد ، وشيطان از أو بيزارى جست وأو را كشتند چنانچه حق تعالى در قرآن اشاره به قصهء أو فرموده است در اين آيهء شريفه