العلامة المجلسي

1273

حياة القلوب ( فارسي )

آويخته بود به زنجيرهاى نقره كه به خوشبوترين روغنها مىافروختند آنها را ، ودر جانب شرقي آن مجلس هشتاد روزنه مقرر كرده بود ، وچون آفتاب طالع مىشد بر مجلس أو مىتابيد تا وقت غروب ، وتختى ساخته بود از طلا كه پايه‌هاى آن از نقره بود وبه أنواع جواهر مرصّع كرده بودند وفرشهاى عالي بر روى آن افكنده بودند ، واز جانب راست تخت أو هشتاد كرسي مىگذاشتند كه از طلا ساخته بودند وبه زبرجد سبز مرصّع كرده بودند ، وامراى عسكر وسلاطين دولت أو بر آن كرسيها مىنشستند ، واز جانب چپ تخت نيز هشتاد كرسي مىگذاشتند كه از نقره ساخته بودند ومرصّع به ياقوت سرخ كرده بودند وپادشاهان روم بر آنها مىنشستند ؛ پس بر تخت بالا رفت وتاج خود را بر سر گذاشت . پس در اين وقت آن يهودي برجست وگفت : بگو تاج أو را از چه چيز ساخته بودند ؟ حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه : تاج أو از طلاى مشبّك بود وهفت ركن داشت ، بر هر ركنى مرواريد سفيدى نصب كرده بودند كه در شبهاى تار مانند چراغ روشنائى مىداد ، وپنجاه غلام از فرزندان پادشاهان گرفته بود وقباهاى ديباى سرخ وزير جامه‌هاى حرير بر ايشان مىپوشانيد وتاج بر سر ايشان مىگذاشت ودست‌برنجنها وخلخالها در دستها وپاهاى ايشان مىكرد وعمودهاى طلا به دست ايشان داده بود وبر بالاى سر أو مىايستادند ، وشش غلام از ايشان را وزير خود كرده بود : سه نفر را در جانب راست خود بازمىداشت وسه نفر را در جانب چپ . يهودي پرسيد كه : نام آن غلامان چه بود ؟ فرمود : آن سه غلام كه در جانب راست مىايستادند نامهاى ايشان « تمليخا » و « مكسلمينا » و « منشلينا » بود ، وآنان كه در جانب چپ مىايستادند « مرنوس » و « ديرنوس » و « شاذريوس » « 1 » نام داشتند ، ودر جميع أمور خود با ايشان مشورت مىكرد ، هر روز در صحن خانهء خود مىنشست وامرا در جانب راست وسلاطين در جانب چپ أو مىنشستند ، وسه غلام داخل مىشدند در دست يكى جامى بود از طلا كه

--> ( 1 ) . اين نامها با نامهايى كه در قصص الأنبياء راوندى وعرائس المجالس تفاوتهايى دارند .