العلامة المجلسي
1270
حياة القلوب ( فارسي )
فرمود كه : تكليف نمودند كه شرك به خدا بياورند ، پس از روى تقيه اظهار شرك كردند وايمان را در دلهاى خود پنهان كردند تا آنكه فرج به ايشان رسيد . وفرمود كه : ايشان تكذيب پادشاه كردند وخدا ثواب داد ايشان را ، وتصديق أو كردند از روى تقيه وخدا ثواب داد ايشان را « 1 » . فرمود كه : ايشان صرّافان بودند « 2 » . ودر چند حديث ديگر فرمود كه : ايشان صرّافان طلا ونقره نبودند بلكه صرّاف سخن بودند كه عيار سخن حق وباطل را مىدانستند . وفرمود كه : بىوعده هر يك به تنهائى گريخته واز شهر بيرون رفتند ودر صحرا يكديگر را ملاقاة كردند وهر يك از ديگران عهدها وپيمانها گرفتند ، پس بعد از سوگندها وعهدها آنچه در دل داشتند به يكديگر اظهار كردند پس معلوم شد كه همه مؤمن بودهاند وهمه براي يك مطلب بيرون آمدهاند « 3 » . فرمود كه : ايشان ايمان را پنهان كردند وكفر را براي تقيه اظهار كردند پس ثواب آنها بر اظهار كفر زيادة بود از ثواب ايشان بر پنهان كردن ايمان « 4 » . ودر چند حديث معتبر ديگر فرمود كه : تقيهء هيچكس به تقيهء أصحاب كهف نمىرسد ، بدرستى كه ايشان زنار مىبستند وبه عيدگاه مشركان حاضر مىشدند ، پس خدا ثواب ايشان را مضاعف گردانيد « 5 » . وابن بابويه وقطب راوندى رحمة اللّه عليهما به سند خود از ابن عباس روايت كردهاند كه : در زمان خلافت عمر گروهى از علماى يهود به نزد عمر آمدند وپرسيدند كه : بگو قفلهاى آسمانها چيست وكيست كسى كه قوم خود را ترسانيد نه از جن بود ونه از انس ؟ پرسيدند : كدامند آن پنج جانور كه بر روى زمين راه رفتند ودر رحم خلق نشدهاند ؟ وچه
--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 253 . ( 2 ) . كافى 5 / 114 . ( 3 ) . تفسير عياشى 2 / 322 ؛ قصص الأنبياء راوندى 253 . ( 4 ) . تفسير عياشى 2 / 323 ؛ قصص الأنبياء راوندى 254 . ( 5 ) . تفسير عياشى 2 / 323 ؛ قصص الأنبياء راوندى 254 .