العلامة المجلسي
1181
حياة القلوب ( فارسي )
گفتند : يا روح اللّه ! أحمق كيست ؟ فرمود : آن كسى است كه خوش مىآيد أو را رأى أو واعمال أو وخود را صاحب فضل واحسان مىداند بر همه كس وهيچكس را صاحب احسان نمىداند بر خود ، وحقّ خود را بر همه كس لازم مىداند وحقّ كسى را بر خود لازم نمىداند ، اين است آن احمقى كه چارهاى در مداواى درد أو نتوانستم كرد « 1 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود كه مسيح عليه السّلام به أصحاب خود گفت كه : اگر شما دوستان وبرادران منيد پس بر خود قرار دهيد دشمنى وكينهء مردم را نسبت به خود واگر چنين نكنيد برادران من نيستيد ، خوشا حال كسى كه به چشم خود ببيند مشتهيات دنيا را ودر دل خود نگذراند معصيت خدا را ، وچيزى كه از دست شما بدر رفت وگذشت چه بسيار دور است از شما وآنچه آمدنى است چه بسيار نزديك است به شما ، واي بر آنها كه مغرور شدهاند به دنيا در وقتي كه نزديك شود به ايشان آنچه كراهت دارند از آن وجدا شود از ايشان آنچه دوست مىدارند وبرسد به ايشان آنچه وعده كردهاند به ايشان ، وهمين خلقت روز وشب وآمدن ورفتن آنها بس است از براي عبرت ، پس واي بر كسى كه همّتش مقصور بر تحصيل دنيا باشد وكردار أو گناهان وخطاها باشد ، چگونه رسوا خواهد شد نزد پروردگار خود ! سخن بسيار مگوييد در غير ياد خدا ، آنها كه در غير ذكر خدا سخن بسيار مىگويند دلهاى ايشان سنگين است ونمىدانند ، ونظر مكنيد به عيبهاى مردم كه گويا خدايان ايشانيد وليكن نظر كنيد در خلاصي نفس خود زيرا كه بندههاى مملوكيد ، تا چند آب بر كوه جارى شود ونرم نشود وتا چند حكمت را درس گوئيد ودلهاى شما نرم نشود ؟ مثل شما مثل « دفلى » است كه گلش خوشايند است هر كه مىچشد به دور مىافكند واگر بخورد أو را مىكشد « 2 » . مؤلف گويد : « دفلى » علفى است كه گل خوشرنگى دارد وعلفش بسيار تلخ است واز
--> ( 1 ) . اختصاص 221 . ( 2 ) . امالى شيخ مفيد 208 .