العلامة المجلسي

1116

حياة القلوب ( فارسي )

چيزى نديده بود ، گفت : اين را بينا كن . رسول حضرت عيسى عليه السّلام دو گلوله از گل ساخت وبه جاهاى ديده‌هاى أو گذاشت ، دعا كرد تا أو بينا شد . پس پادشاه رسول عيسى عليه السّلام را در پهلوى خود نشانيد ومقرّب خود گردانيد وگفت : با من باش واز شهر من بيرون مرو ، وأو را اعزاز واكرام بسيار مىنمود . پس حضرت عيسى عليه السّلام رسول ديگر فرستاد وبه أو تعليم نمود چيزى كه مرده را زنده تواند كرد ، چون داخل بلاد روم شد به مردم گفت : من از طبيب پادشاه داناترم ، پس چون اين سخن به پادشاه رسيد در غضب شد وامر به قتل أو نمود ، رسول أول گفت : اى پادشاه ! مبادرت منما به قتل أو وأو را بطلب ، اگر خطاى قول أو ظاهر شود أو را بكش تا تو را بر أو حجتي بوده باشد . چون أو را به نزد پادشاه بردند گفت : من مرده را زنده مىتوانم كرد - وپسر پادشاه در آن ايّام مرده بود - پس پادشاه با امرا وساير أهل مملكت خود سوار شد وآن مرد را برداشت ورفت به نزد قبر پسر خود وبه أو گفت : پسر مرا زنده كن . پس رسول ثاني حضرت مسيح عليه السّلام دعا كرد ورسول أول آمين گفت تا قبر شكافته شد وپسر پادشاه از قبر بيرون آمد وروان شد بسوى پدر خود ودر دامن أو نشست ، پادشاه از أو پرسيد كه : اى فرزند ! كي تو را زنده كرد ؟ گفت : اين دو مرد ؛ واشاره كرد به رسول أول ودوم ، پس هر دو برخاستند وگفتند : ما هر دو رسوليم از جانب حضرت مسيح عليه السّلام بسوى تو ، وچون تو گوش نمىدادى به سخن رسولان أو وايشان را مىكشتى ما به اين لباس در آمديم ورسالت أو را به تو رسانيديم . پس أو اسلام آورد به حضرت عيسى عليه السّلام وبه شريعت أو ايمان آورد وامر حضرت عيسى عظيم شد به حدّى كه جمعى از دشمنان خدا أو را خدا وپسر خدا گفتند ويهودان تكذيب أو كردند وارادهء كشتن أو كردند « 1 » . ودر بعضي از روايات مذكور است كه : چون حضرت عيسى عليه السّلام آن دو رسول را به أنطاكية فرستاد مدتي ماندند وبه پادشاه نتوانستند رسيد ، پس روزى پادشاه سوار شد و

--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 268 .