العلامة المجلسي

1108

حياة القلوب ( فارسي )

گفت : عيسى پسر مريم . بازافتاد ومرد « 1 » . وأيضا روايت كرده‌اند كه : مريم عليها السّلام آن حضرت را به صبّاغى داد كه رنگرزى بياموزد ، پس جامهء بسيارى نزد صبّاغ جمع شد وأو را كارى پيش آمد ، به عيسى گفت : اينها جامه‌ها است كه هر يك مىبايد به رنگى شود ، وهر يك را رشته‌اى به آن رنگ در ميانش گذاشته‌ام ، تا من مىآيم اينها را رنگ كن . پس حضرت عيسى همهء جامه‌ها را در يك خم انداخت ، چون صبّاغ برگشت پرسيد كه : چه كردى ؟ فرمود كه : رنگ كردم . پرسيد كه : كجا گذاشتى ؟ گفت : همه در ميان اين خم است . صبّاغ گفت : همه را ضايع كردى ؛ در خشم شد . عيسى عليه السّلام فرمود كه : تعجيل مكن ؛ برخاست جامه‌ها را از خم بيرون آورد هر يك را به رنگى كه صبّاغ مىخواست تا همه را بيرون آورد . پس صبّاغ متعجب شد ودانست كه پيغمبر خداست وبه آن حضرت ايمان آورد . چون مريم عليه السّلام عيسى را باز به شام برگردانيد در قريهء ناصره قرار گرفت ، ونصارى منسوب به آن قريه‌اند ، حضرت عيسى شروع كرد به هدايت خلق وتبليغ رسالت الهى « 2 » .

--> ( 1 ) . عرائس المجالس 389 ؛ كامل ابن أثير 1 / 313 . ( 2 ) . عرائس المجالس 389 ؛ كامل ابن أثير 1 / 314 .