العلامة المجلسي
1043
حياة القلوب ( فارسي )
حسين عليه السّلام را ياد مىكرد گريه در گلوى أو گره مىشد واز بسيارى گريستن نفسش تنگ مىشد ، پس روزى مناجاة كرد كه : خداوندا ! چرا آن چهار بزرگوار را كه ياد مىكنم غمها از دلم بيرون مىرود ودلم گشاده مىشود ، وچون حسين عليه السّلام را ياد مىكنم ديدهام گريان ودلم محزون مىشود وآه ونالهام بلند مىگردد ؟ پس حق تعالى واقعهء كربلا را به أو وحى نمود چنانچه فرموده است : كهيعص كه « كاف » اشاره است به كربلا ؛ و « ها » به هلاك عترت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در آن صحرا ؛ و « يا » به يزيد عليه اللعنة والعذاب الشديد كه ظلمكننده بر حسين بود ؛ و « عين » عطش وتشنگى آن حضرت است ؛ و « صاد » صبر آن حضرت است . چون زكريا عليه السّلام اين را شنيد ، سه روز از محراب خود بيرون نيامد ومنع فرمود مردم را كه به نزد أو بروند ورو آورد به گريه وفغان ونوحه ومرثيه مىخواند بر اين مصيبت ومىگفت : الهى ! آيا به درد خواهى آورد دل بهترين جميع خلقت را به مصيبت فرزندان أو ؟ آيا اين بليّه ومحنت را به ساحت عزت أو فرود خواهى آورد ؟ آيا جامهء اين ماتم را بر على وفاطمه عليهما السّلام خواهى پوشانيد ؟ آيا شدّت اين درد ومحنت را به عرصهء قرب ومنزلت ايشان داخل خواهى نمود ؟ پس مىگفت : الهى ! روزى فرما مرا فرزندى كه با اين پيرى ديدهء من به أو روشن گردد ، چون به من عطا فرمائى مرا به محبت أو مفتون گردان ، پس دل مرا به مصيبت آن فرزند به درد آور چنانچه دل محمد حبيب خود را به فرزندش به درد خواهى آورد . پس خدا حضرت يحيى عليه السّلام را به آن حضرت عطا فرمود ، وبه مصيبت أو دلش را به درد آورد ، ومدت حمل يحيى در شكم مادر شش ماه بود ومدت حمل امام حسين عليه السّلام نيز شش ماه بود « 1 » . به سندهاى معتبر وصحيح بسيار از حضرت امام محمد باقر وامام جعفر صادق عليهما السّلام منقول است كه : چنانچه پيش از يحيى عليه السّلام كسى به نام أو مسمّى نشده بود ، همچنين به نام
--> ( 1 ) . احتجاج 2 / 529 ؛ كمال الدين وتمام النعمة 461 .