العلامة المجلسي

1033

حياة القلوب ( فارسي )

رأس الجالوت گفت : نمىشناسم ايشان را ، تو بگو كيستند . حضرت فرمود : خر سوار عيسى عليه السّلام است ، وشتر سوار محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم است ، آيا انكار مىكنيد اين سخن را از تورات ؟ گفتند : نه ، ما انكار نمىكنيم . پس حضرت فرمود : آيا مىشناسى حيقوق پيغمبر را ؟ گفت : بلى ، مىشناسم . فرمود : آيا اين سخن أو در كتاب شما هست كه حق تعالى بيان حق را ظاهر گردانيد از كوه فاران وپر شد آسمانها از تسبيح احمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وامّت أو ، وسواران أو در دريا جنگ خواهند كرد چنانچه در صحرا جنگ خواهند كرد وكتاب تازه خواهند آورد بعد از خراب شدن بيت المقدس ، ومراد به آن كتاب قرآن است ، آيا مىدانى اين سخن را وايمان به آن دارى ؟ رأس الجالوت گفت : بلى ، اين سخن حيقوق عليه السّلام است وما انكار سخن أو نمىكنيم « 1 » . ودر بعضي از كتب مذكور است كه : بني إسرائيل خواستند كه شعيا عليه السّلام را بكشند ، أو از ايشان گريخت تا به درختى رسيد ، پس درخت از براي أو گشوده شد وداخل آن گرديد وشكاف آن بهم آمد ، پس شيطان كنار جامهء أو را گرفت ودر بيرون درخت نگاهداشت وبه بني إسرائيل نشان داد كه شعيا در ميان اين درخت است ، پس ايشان ارّه بر سر آن درخت گذاشتند وأو را در ميان درخت به دونيم كردند « 2 » .

--> ( 1 ) . عيون أخبار الرضا 1 / 161 ؛ توحيد شيخ صدوق 424 ؛ احتجاج 2 / 411 . ( 2 ) . كامل ابن أثير 1 / 257 .