العلامة المجلسي
1021
حياة القلوب ( فارسي )
ساق درخت مانند صداى طفلى فرياد مىكرد كه : اى بندگان من ! از شما راضى شدم ، پس خاطرهاى شما شاد وديدههاى شما روشن باد ، پس در آن وقت سر از سجده برمىداشتند وشراب مىخوردند ودف وسنج وأنواع سازها را به نغمه در مىآوردند ، در آن روز وشب پيوسته مشغول عيش وطرب بودند ، وروز ديگر به جاهاى خود برمىگشتند . به اين سبب عجم ماههاى خود را به اين نامها مسمّى گردانيدند ، چنانچه آبان ماه وآذر ماه مىگويند به اعتبار نام آن شهرها ، وچون هر ما هي كه عيد شهري بود مىگفتند اين عيد ماه فلان شهر است ، پس اين ماهها به نام آن شهرها مشهور شد ، چون عيد شهر بزرگ ايشان مىشد صغير وكبير ايشان به آن شهر مىآمدند نزد صنوبر بزرگ وچشمهء أصل حاضر مىشدند ، وسراپردهء رفيعى از ديبا كه به أنواع صورتها آن را زينت داده بودند بر سر آن درخت مىزدند واز براي آن سراپرده دوازده درگاه مقرر كرده بودند كه هر درگاهى مخصوص أهل يكى از آن شهرها بود واز بيرون آن سراپرده براي آن صنوبر سجده مىكردند ، وقربانيها براي آن درخت مىآوردند چندين برابر آنچه از براي درختان ديگر مىآوردند وقرباني مىكردند . پس إبليس لعين مىآمد وآن درخت را حركت شديدي مىداد واز ميان آن درخت به آواز بلندى با ايشان سخن مىگفت ووعدهها واميدواريها مىداد ايشان را به اضعاف آنچه شياطين ديگر از آن درختان ديگر ايشان را اميدوار مىگردانيدند ، پس سرها از سجده برمىداشتند ، وچندان به خوردن وشراب وطرب وشادى وساز ولهو ولعب مشغول مىشدند كه مدهوش مىگرديدند ودوازده شبانه روز به عدد تمام عيدهاى سال مشغول اين حالت بودند ، پس به جاهاى خود برمىگشتند . چون كفر ايشان وپرستيدن ايشان غير خدا را بسيار به طول انجاميد ، حق تعالى پيغمبرى از بني إسرائيل را بر ايشان مبعوث گردانيد از فرزندان يهودا فرزند حضرت يعقوب عليه السّلام ، پس مدت مديدى در ميان ايشان ماند وايشان را بسوى معرفت خدا وعبادت أو وشناختن پروردگارى أو دعوت نمود ، ايشان پيروى أو نكردند ، پس ديد كه ايشان بسيار در گمراهى وضلالت فرو رفتهاند وبه نصايح أو از خواب گران غفلت بيدار