العلامة المجلسي

1008

حياة القلوب ( فارسي )

خواركننده ، يعنى آن خدمت وعملي كه بعد از فوت سليمان به فرمودهء أو مىكردند « 1 » . وبه سند حسن از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : حضرت سليمان عليه السّلام امر فرمود جنّيان را براي أو قبّه‌اى از آبگينه ساختند ودر ميان دريا گذاشتند ، آن حضرت داخل آن قبّه شد وبر عصاي خود تكيه فرمود وتلاوت زبور مىكرد ، وشياطين در برابر أو خدمت مىكردند وأو ايشان را مىديد وايشان أو را مىديدند ، ناگاه ملتفت شد به كنار قبّه ، پس مردى را ديد در ميان قبّه گفت : تو كيستى ؟ گفت : منم آنكه رشوه قبول نمىكنم واز پادشاهان نمىترسم ، من ملك المؤتم . پس به همان هيئت كه بر عصا تكيه فرموده بود أو را قبض روح نمود ، جنّيان نظر مىكردند وأو را بر همان حالت ايستاده وتكيه بر عصا كرده مىديدند ، تا يك سال به خدمات مرجوعه قيام مىنمودند وجرأت بر استعلام أحوال آن حضرت نمىكردند وتغييرى در أحوال أو نمىديدند تا آنكه حق تعالى ارضه را فرستاد كه عصاي آن حضرت را خورد ، حضرت افتاد ، پس جنّيان شكر ارضه مىكنند هر جا كه باشد آب وخاك به آن مىرسانند . وچون سليمان از دنيا مفارقت نمود ، شيطان كتابي در سحر نوشت ودر پشت آن كتاب نوشت : اين كتابي است كه وضع كرده است آصف پسر برخيا براي پادشاه خود سليمان پسر داود از ذخيره‌هاى گنجهاى علم ، ودر آن كتاب نوشت : هر كه فلان كار خواهد بكند بايد فلان سحر بكند ، وهر كه فلان امر را خواهد متمشّى سازد بايد فلان جادو بكند . واين كتاب را در زير تخت سليمان دفن كرد واز آنجا بر مردم ظاهر گردانيد ، پس كافران گفتند : غلبهء سليمان بر ما به سبب سحرهائى بود كه در اين كتاب نوشته است ، ومؤمنان گفتند كه : أو بندهء خدا وپيغمبر أو بود وآنچه مىكرد به اعجاز پيغمبرى وبه قدرت رباني مىكرد . واشاره به اين قصه است آنچه حق تعالى فرموده است كه وَاتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى

--> ( 1 ) . علل الشرايع 73 ؛ عيون أخبار الرضا 1 / 265 .